با اينكه ما به موسى كتاب فرستاديم تا شايد به راه خدا هدايت شوند ( 49 ) .
و ما پسر مريم را با مادرش بر خلق آيت و معجزه اى بزرگ كرديم و هر دو را به سرزمينى بلند كه جايى هموار و چشمه سار بود منزل داديم ( 50 ) .
اى رسولان ما از غذاهاى پاكيزه و حلال تناول كنيد و به نيكوكارى و اعمال صالح بپردازيد كه من به هر چه مىكنيد آگاهم ( 51 ) .
و اين مردم همه داراى يك دين امت شمايند امتى واحده و من پروردگار همه شمايم پس از من بينديشيد ( 52 ) .
آن گاه مردم اين دين واحد را در ميان خود پاره پاره كرده در آن فرقه فرقه شدند و هر گروهى به آنچه خود داشت و پسنديده بود دلخوش گشتند ( 53 ) .
پس اى رسول ما ، بگذار كه اين بى خبران هم چنان در جهل و غفلت خود بسر برند تا هنگامى معين ( 54 ) .
بيان آيات
خداى عز و جل بعد از آنكه نعمتهاى بزرگ خود را براى مردم برمىشمارد به دنبال آن در اين آيات بشر را دعوت مىكند به توحيد در عبادت ، آن هم از طريق رسالت ، و در ضمن اجمالى از طرز دعوت انبياء از زمان نوح تا عيسى بن مريم ( ع ) را نقل كرده ، ولى نام يك يك آنان را نبرده ، تنها نام نوح كه اولين قيام كننده بود دعوت به توحيد است ، و نام موسى و عيسى ( ع ) را كه آخرين ايشانند برده ، و نام بقيه را مبهم گذاشته . چيزى كه هست خاطرنشان كرده كه دعوت انبيا متصل به هم بوده ، و پشت سر هم قرار داشته و نيز فرموده كه مردم جز به كفر اجابت نكردند و جز به انكار آيات خدا و كفران نعمتهاى او عكس العمل نشان ندادند .
* ( « وَلَقَدْ أَرْسَلْنا نُوحاً إِلى قَوْمِه فَقالَ يا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّه ما لَكُمْ مِنْ إِله غَيْرُه أفَلا تَتَّقُونَ » . ) *
در داستانهاى نوح در تفسير سوره هود گذشت كه آن جناب اولين پيغمبر از پيامبران اولوا العزم است كه داراى كتاب و شريعتند و به سوى عموم بشر مبعوث شده و به دعوت به توحيد و نفى شرك قيام نمودهاند . پس مراد از كلمه « قومه » امت آن جناب است كه عموم اهل عصر آن جنابند .
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 35
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٣٥