يكديگر رعايت انصاف را داشته باشند . « 1 »
و در كافى به سند خود از عبد اللَّه بن سنان روايت كرده كه وقتى از امام صادق ( ع ) از اين قول خدا كه مىفرمايد : * ( « وَلَوْ شاءَ رَبُّكَ لَجَعَلَ النَّاسَ أُمَّةً واحِدَةً وَلا يَزالُونَ مُخْتَلِفِينَ إِلَّا مَنْ رَحِمَ رَبُّكَ » ) * سؤال شد ، حضرت در پاسخ فرمود : مردم امت واحدى بودند ، و خداوند پيغمبرانى مبعوث كرد تا برايشان حجت بگيرد . « 2 »
مؤلف : مثل اين روايت را صدوق هم در معانى از آن جناب آورده .
و در معانى الاخبار به سند خود از ابى بصير روايت كرده كه گفت : من از امام صادق ( ع ) از فرمايش خداى تعالى كه فرموده : « وَما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ » سؤال كردم ، حضرت فرمود : ايشان را آفريد تا به عبادت مامورشان كند . آن گاه مىگويد : از اين فرمايش خدا كه مىفرمايد : * ( « وَلا يَزالُونَ مُخْتَلِفِينَ إِلَّا مَنْ رَحِمَ رَبُّكَ وَلِذلِكَ خَلَقَهُمْ » ) * سؤال كردم فرمود : ايشان را آفريد تا كارهايى انجام دهند كه مستوجب رحمت باشند و خداوند رحمتشان كند . « 3 »
و در تفسير قمى از ابى الجارود از امام باقر ( ع ) آمده كه فرمود : * ( « وَلا يَزالُونَ مُخْتَلِفِينَ إِلَّا مَنْ رَحِمَ رَبُّكَ » ) * مقصودش آل محمد ( ع ) و اتباع ايشان است ، خداوند مىفرمايد : * ( « وَلِذلِكَ خَلَقَهُمْ » ) * يعنى اهل رحمت در دين خدا اختلاف نمىكنند . « 4 »
و در تفسير عياشى از يعقوب بن سعيد از ابى عبد اللَّه ( ع ) روايت كرده كه گفت : من از آن حضرت معناى « وَما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ » را پرسيدم فرمود :
ايشان را خلق كرد براى عبادت . مىگويد : عرض كردم * ( « وَلا يَزالُونَ مُخْتَلِفِينَ إِلَّا مَنْ رَحِمَ رَبُّكَ وَلِذلِكَ خَلَقَهُمْ » ) * چه معنا دارد ؟ فرمود : اين آيه بعد از آن جمله نازل شده . « 5 »
مؤلف : امام اشاره به اين مىكند كه آيه دومى ، يعنى * ( « إِلَّا مَنْ رَحِمَ رَبُّكَ وَلِذلِكَ خَلَقَهُمْ » ) * از آنجايى كه خاص است ناسخ آيه قبلى است كه عام بود . و ما در بحثى كه در باره نسخ گذرانديم گفتيم كه نسخ در عرف و اصطلاح ائمه ، اعم از آن معنايى است كه علماى اصول اراده مىكنند . آرى ، آيات خاصه تكوينى نسبت به آيات عامه تكوينى حكمش نافذتر است .
هامش
( 1 ) الدر المنثور ، ج 3 ، ص 356 .
( 2 ) روضه كافى ، ج 8 ، ص 379 ، ح 573 .
( 3 ) معانى الاخبار .
( 4 ) تفسير قمى ، ج 1 ، ص 338 .
( 5 ) تفسير عياشى ، ج 2 ، ص 164 .