شَدِيدُ الْمِحالِ » ) * « 1 » .
مؤلف : اين معنا از طبرى و ابى شيخ از ابن زيد نيز روايت شده ، و در آخر آن آمده كه لبيد در مرگ برادرش اربد گريه مىكرد و مىگفت :
اخشى على اربد الحتوف و لا
ارهب نوء « 2 » السماء و الاسد
فجعنى الرعد و الصواعق با
لفارس يوم الكريهة النجد « 3 »
ليكن آنچه در اين روايت در شان نزول آيات مورد بحث آمده با سياق آيات ، سوره سازگارى ندارد ، چون آيات مذكور ظهور در اين دارد كه در مكه نازل شده ، بلكه با سياق خود آيات مورد بحث هم بنا بر آن معنايى كه كرديم نمىسازد .
و نيز در الدر المنثور است كه ابن منذر و ابو الشيخ از على ( ع ) روايت كردهاند كه در تفسير آيه * ( « لَه مُعَقِّباتٌ مِنْ بَيْنِ يَدَيْه وَمِنْ خَلْفِه يَحْفَظُونَه مِنْ أَمْرِ اللَّه » ) * فرموده : هيچ بنده اى نيست مگر آنكه با او ملائكه ايست كه او را از اينكه در زير آوار برود و يا در چاه بيفتد و يا درنده اى او را به درد و يا غرق شود و يا بسوزد حفظ كنند ، ولى وقتى قضا و قدر الهى بيايد او را بدست قضا و قدر مىسپارند . « 4 »
مؤلف : در اين معنا رواياتى از ابى داوود در كتاب « القدر » ، و ابن ابى الدنيا و ابن عساكر ، از آن جناب نقل شده ، و نيز رواياتى از امام باقر و امام صادق ( ع ) رسيده است .
و در تفسير عياشى از فضيل بن عثمان از امام صادق ( ع ) روايت كرده كه گفت : امام ( ع ) آيه * ( « لَه مُعَقِّباتٌ مِنْ بَيْنِ يَدَيْه وَمِنْ خَلْفِه . . . » ) * ، را براى ما تلاوت نموده ، فرموده : از جمله مقدمات مؤخرات كه معقباتند ، باقيات صالحات مىباشد « 5 » .
مؤلف : ظاهر اين عبارت اين است كه باقيات صالحات از مصاديق معقباتى است كه در
هامش
( 1 ) الدر المنثور ، ج 4 ، ص 46 .
( 2 ) « نوء » در لغت به معناى ستاره در حال غروب است و ليكن در عرف عرب عبارتست از آثار خوب و بدى كه به عقيده ايشان ستارگان دارند .
( 3 ) ترجمه : من با اينكه از نحوست ستارگان و برج اسد نمىترسم بر جان اربد بيمناك بودم كه مبادا حوادث مرگبار او را از من بگيرد ، و اتفاقا همين طور شد رعد و صاعقه در روز بدى آن يكه سوار شجاع را از من گرفته مرا داغدارش ساخت .
( 4 ) الدر المنثور ، ج 4 ، ص 48 .
( 5 ) تفسير عياشى ، ج 2 ، ص 205 ، ح 17 .