بيان آيات
اين آيات داستان يوسف را در آن ايامى كه در خانه عزيز بود بيان مىكند كه نخست مبتلا به محبت همسر عزيز و مراوده اش با وى و دعوتش به سوى خود شد ، و سپس مبتلا شد به عشق زنان شهر نسبت به وى ، و اينكه او را به سوى خود مىخواندند ، و اين خود بلاى بزرگى بود كه در خلال آن عفت نفس و طهارت دامن او معلوم گشت و عفتش مورد تعجب همه واقع شد ، و از اين عجيبتر عشق و محبتى بود كه او نسبت به پروردگارش مىورزيد .
* ( « وَلَمَّا بَلَغَ أَشُدَّه آتَيْناه حُكْماً وَعِلْماً وَكَذلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ » ) * « بلوغ اشد » به معناى سنينى از عمر انسان است كه در آن سنين قواى بدنى رفته رفته بيشتر مىشود و به تدريج آثار كودكى زايل مىگردد ، و اين از سال هيجدهم تا سن كهولت و پيرى است كه در آن موقع ديگر عقل آدمى پخته و كامل است .
و ظاهرا منظور از آن رسيدن به ابتداى سن جوانى است ، نه اواسط و يا اواخر آن كه از حدود چهل سالگى به بعد است ، به دليل آيه اى كه در باره موسى ( ع ) فرموده : « وَلَمَّا بَلَغَ أَشُدَّه وَاسْتَوى آتَيْناه حُكْماً وَعِلْماً » « 1 » زيرا در اين آيه كلمه « اسْتَوى » را آورد تا برساند موسى به حد وسط اشد رسيده بود كه ما مبعوثش كرديم . و در آيه « حَتَّى إِذا بَلَغَ أَشُدَّه وَبَلَغَ أَرْبَعِينَ سَنَةً قالَ رَبِّ أَوْزِعْنِي أَنْ أَشْكُرَ نِعْمَتَكَ » « 2 » چون مىخواسته برساند در اواخر بلوغ اشد خود چنين و چنان گفت كلمه « چهل سالگى » را هم اضافه كرده ، و اگر بلوغ اشد به معناى چهل سالگى باشد ديگر حاجت به ذكر « بَلَغَ » و تكرار آن نبود بلكه مىفرمود : « حتى اذا بلغ اشده اربعين سنة » .
پس ديگر مجالى براى گفته بعضى از مفسرين نيست كه گفتهاند : منظور از بلوغ اشد رسيدن به سى و يا سى و سه سالگى است . و همچنين آن مفسر ديگر كه گفته : منظور از آن رسيدن به چهل است . علاوه بر اين ، خنده آور است كه همسر عزيز در ايام جوانى يوسف عشقى به وى نورزد تا اينكه به چهل سالگى برسد آن وقت عاشقش شود ، و او را به طرف خودش بخواند .
هامش
( 1 ) چون موسى به سن رشد رسيد و كمال يافت ما به او مقام حكم و علم داديم . سوره قصص ، آيه 14 .
( 2 ) و چون به قوت و به چهل سال رسيد گفت : پروردگارا مرا ملهم كن تا نعمت تو را سپاس گويم .
سوره احقاف ، آيه 15 .