در اين دو قسم از تقابل يكى از متقابلين وجود يا امر وجودى هستند و ديگرى عدم يا امر عدمى است . اما قسم سوم كه هر دو طرف تقابل امر وجودى است مطلب چنين است كه يا يكى از متقابلين را بدون مقايسه با ديگرى نمىتوان تصور كرد . مانند بالايى و پائينى كه تصور بالا بدون تصور پائين ممكن نيست ؛ به اين قسم تقابل « تضايف » مىگويند . يا اين كه تصور هر يك از متقابلين مستقل از تعقل ديگرى است ، مانند تعقل سفيدى و سياهى . به اين قسم تقابل تضاد گويند .
حاصل سخن اين كه در تقابل عدم و ملكه و تناقض يكى از متقابلين وجودى و ديگرى عدمى است ولى در تقابل تضايف و تضاد هر دو وجودىاند .
فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 76
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٧٦