دو مورد نقض بر تعريف تقابل و جواب از آن
متن
ولا ينتقض التعريف بالمثلَيْن الممتنع إجتماعهما . . . بعرْضِ نقيضه ، لا لذاته .
ترجمه
تعريف ياد شده به دو مثْلى كه عقلًا با هم امتناع اجتماع دارند نقض نمىگردد ؛ چون هيچ يك از دو مثل ، ديگرى را به ذات خود كه همان ماهيت مشترك ميان هر دو است طرد نمىكند .
امتناعِ اجتماعِ دو مثل به جهت محال بودن تكرار يك وجود است . همانطور كه در مباحث وجود گذشت . « 1 »
و نيز تعريف ياد شده به نقيض لازم و عين ملزوم نقض نمىگردد ؛ زيرا نقيض لازم اگر با عين ملزوم معاند هست به جهت معاندت آن با خود لازم مىباشد كه نقيض آن هست . پس امتناع اجتماع نقيض لازم با ملزوم به سبب عروض نقيض لازم با خود لازم است نه با خود ملزوم .
شرح
ممكن است اشكال شود كه تعريف تقابل دو مورد نقض دارد ؛ يكى در مورد دو مثلى كه با هم اجتماع در وجود ندارند و يكديگر را طرد مىكنند . با آن كه تعريف تقابل شامل دو مثل نمىگردد و دو امر متماثل از تعريف خارج هستند . به عبارت ديگر دو امر متماثل هيچ يك از اقسام چهارگانهء تقابل نيستند در حالى كه تدافع ميان دو متماثل وجود دارد و بايد كه « مثلان » به حكم آن كه يكى ديگرى را طرد مىكند مشمول تعريف باشد .
مؤلف رحمه الله مىگويند گرچه دو مثل يك ديگر را طرد مىكنند و در يك محل اجتماع ندارند لكن عدم اجتماع آنها به جهت ذات ماهوى آنها نيست ؛ كه با هم در آن اشتراك
هامش
( 1 ) . فصل پنجم از مرحلهء اول