Skip to main content

فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى ) — Page 454

Contributors:

P.454
چنين نخواهد بود كه حركت در حركت از اجزاء تدريجى تأليف يافته باشد اما از اين دو اشكال كه بگذريم جاى اين پرسش وجود دارد كه مقصود مستشكل از اين‌كه مىگويد حركت بالقوّه از اجزاء آنىالوجود تأليف مىيابد چيست ؟ اگر مقصود وى از حركت ، حركت عارض باشد اين به دليلى كه عن قريب بيان شد صحيح نيست زيرا ماهيت حركت سيلان و تدريج است و معنا ندارد كه اجزاء نهائى تقسيمِ حركت ، افراد آنىالوجود باشد . اما اگر مقصود وى كه مىگويد حركت نور تقسيم نهائى به اجزاء آنىالوجود مىرسد اين باشد كه مقوله‌اى كه بستر حركت قرار مىگيرد بايد داراى افراد آنىالوجود باشد مانند مقولهء كيف تا با هر آنى از آنان حركت ، فردى از افراد آن مقوله عبور كند اين حرف ، سخن صحيحى نيست . توضيح اين مطلب در آغاز شرح گذشت و گفتيم حركت در بستر هر مقوله‌اى كه جارى مىشود بدين معناست كه با هر آنى از آناتِ آن فردى از افراد آن مقوله عبور مىكند حال اگر مقوله ، داراى فرد ثابت و قارّ نبود بلكه داراى سيلان و تدريج بود با گذر هر آن ، يك فرد از آن مقوله عبور نخواهد كرد . صدرالمتألهين در توضيح مطلب فوق در بيان امتناع حركت ، در دو مقولهء فعل و انفعال كه ذاتاً داراى تدريج و سيلان هستند در اسفار ، ج 3 ، ص 76 - 77 مىنويسد « يمتنع أن تقع الحركة في شيءٍ منهما لأنّها الخروج عن هيأةٍ و التركِ لهيأةٍ فهي يجب أن تكون خروجاً عن هيأةٍ قارّة . . . و بالجملة معنى الحركة في مقولةٍ عبارةٌ عن أن يكون للمتحرّك في كل آنٍ فردٌ من تلك المقوله فلابدّ لما يقع فيه الحركة من افراد آنية بالقوّة » يعنى حركت ، در دو مقولهء فعل و انفعال ( و نيز مقولات ديگرى كه داراى سيلان هستند ) جارى نمىشود دليل آن اين است كه حركت عبارت است از خروج از هيأت قبلى و ترك آن ناگزير بايد حركت خروج از هيأت قارى باشد . . . خلاصه كه معناى حركت در مقوله ، عبارتست از اين‌كه براى متحرك در هر آنى ، فرد جديدى از مقوله حاصل شود پس مقوله بايد داراى افراد آنى باشد .