مىداشتند باز هم جا نداشت كه چنين ترسى به خود راه دهند ، چون دلهايشان به نور ايمان آرام و مطمئن مىبود .
اين جواب - كه تنها جوابى است كه بيشتر مفسرين بر آن اعتماد كردهاند - هر چند بظاهرش جواب روبراهى است ، الا اينكه وقتى مىتواند ماده اشكال را از بيخ بركند كه تعبير آيه ، « يخاف المنافقون ان تنزل عليهم سورة » و يا نظير آن مىبود ، كه در اين صورت صحيح بود بگوئيم خوف ، با شك و ترديد مىسازد نه با يقين .
و ليكن تعبير آيه شريفه « يخاف المنافقون » نيست ، بلكه * ( « يَحْذَرُ الْمُنافِقُونَ » ) * است .
مىفرمايد منافقين از نزول چنين سوره اى حذر داشتند نه ترس ، و حذر حالتى است كه با احتراز و پرهيز آميخته است ، و چنين حالتى صدق نمىكند مگر بر كسى كه دست به وسائلى زده باشد كه خود را از آنچه كه مىترسد حفظ كند ، و از شرى كه احتمال مىدهد روى بياورد نگه بدارد .
و اگر صرفا شك مىداشتند و اثرى از آن خطر احتمالى نديده بودند و دست به وسائلى كه حفظشان كند نزده بودند ، ديگر پرهيز و احتراز در حقشان معنا نداشت ، پس اينكه قرآن تعبير كرده به اينكه « منافقين در حذر و احتراز بودند » خود شاهد اين است كه منافقين مىترسيدند اين بار هم مثل دفعات قبلى كه آيات سوره بقره و غير آن نازل شد و رسوايشان كرد آيه ديگرى نازل شود و رسوايشان كند ، و به همين جهت تعبير كرد به « حذر » نه خوف و شك و ترديد ، پس ، جواب صحيح و بى اشكال همان جوابى است كه ما داديم .
اما اشكال دوم كه با اينكه منافقين ايمان به خدا و قرآن نداشتند چطور مىترسيدند آيه و يا سوره اى در باره شان نازل شود ؟ بعضىها « 1 » از اين اشكال چنين جواب دادهاند كه كلمه « على » در جمله * ( « أَنْ تُنَزَّلَ عَلَيْهِمْ » ) * به معناى كلمه « فى - در » است هم چنان كه در آيه « وَاتَّبَعُوا ما تَتْلُوا الشَّياطِينُ عَلى مُلْكِ سُلَيْمانَ » « 2 » على به معناى « فى » آمده ، و معناى آيه اين است :
« منافقين مىترسيدند كه در باره ايشان و در بيان حالشان سوره اى نازل شود و از منويات آنها خبر دهد » .
و اين جواب اگر جمله * ( « تُنَبِّئُهُمْ بِما فِي قُلُوبِهِمْ » ) * نبود جواب بى عيبى بود - چنانچه توضيحش خواهد آمد - .
هامش
( 1 ) تفسير المنار ج 10 ص 526
( 2 ) سوره بقره آيه 102