« آمَنَ الرَّسُولُ بِما أُنْزِلَ إِلَيْه مِنْ رَبِّه وَالْمُؤْمِنُونَ - ايمان آورد رسول به آنچه كه به وى نازل شد ، و مؤمنان نيز » « 1 » و آياتى ديگر .
* ( « ألَمْ يَعْلَمُوا أَنَّه مَنْ يُحادِدِ اللَّه وَرَسُولَه فَأَنَّ لَه نارَ جَهَنَّمَ . . . » ) *
در مجمع البيان مىفرمايد : كلمه « محادة » به معناى تجاوز با مخالفت است ، و اين كلمه و كلمات : « مخالفة » ، « مجانبة » و « معاداة » به يك معنا هستند ، و اصل آن منع كردن و خوددارى نمودن است . و معناى ديگر آن شدت غضب است به حدى كه عقل و تدبير آدمى را از بين ببرد . و نيز گفته است : كلمه « خزى » به معناى خوارى و هر پستى ديگرى است كه آدمى از آن شرم داشته باشد « 2 » .
استفهامى كه در آيه است استفهام تعجبى است ، و سياق آيه براى بيان اين جهت است كه خدا و رسولش سزاوارترند به اينكه مردم خوشنود و راضيشان كنند .
خلاصه اش اينكه : مردم خوب مىدانند كه دشمنى با خدا و رسول و مخالفت و به خشم آوردن خدا و پيغمبرش مايه خلود در آتش است ، و وقتى به خشم آوردن خدا و رسولش حرام باشد پس راضى كردن او و همچنين پيغمبرش بر هر كسى كه به خدا و رسولش ايمان داشته باشد واجب خواهد بود .
بحث روايتى
در تفسير قمى از ابى الجارود از امام ابى جعفر ( ع ) روايت كرده كه در تفسير آيه * ( « إِنْ تُصِبْكَ حَسَنَةٌ تَسُؤْهُمْ وَإِنْ تُصِبْكَ مُصِيبَةٌ . . . » ) * فرموده : اما حسنه ، مقصود از آن غنيمت و عافيت است ، و اما مصيبت مقصود از آن بلا و گرفتارى است « 3 » .
و در الدر المنثور آمده كه ابن ابى حاتم از جابر بن عبد اللَّه نقل كرده كه گفت :
منافقينى كه از رفتن با رسول خدا ( ص ) تخلف كرده و در مدينه باقى ماندند ، شروع كردند به انتشار خبرهاى بد و هولانگيز در ميان مردم از آن جمله مىگفتند : محمد و يارانش آن قدر در اين سفر مصيبت ديدند كه همه هلاك شدند . اين اراجيف تكذيب شد ، يعنى به گوش مردم رسيد كه رسول خدا ( ص ) و يارانش همه سلامتند ، منافقين خيلى ناراحت
هامش
( 1 ) سوره فتح آيه 26
( 2 ) مجمع البيان ج 5 ص 43
( 3 ) تفسير قمى ج 1 ص 292