آنكه ديگران هم با آن جناب شريك بودهاند ، و اين عده همانطورى كه گفتيم اكثريت كشتگان در جنگ بدر را تشكيل مىدهند « 1 » .
مؤلف : بطورى كه مجمع البيان مىگويد غير از شيخ مفيد بعضى از مورخين گفتهاند كه در روز جنگ بدر بيست و هفت نفر كشته شدند ، واقدى گفته است آن عده اى كه مورد اتفاق است كه به دست آن حضرت كشته شدهاند نه نفرند ، و ما بقى مورد اختلاف است « 2 » .
ليكن بحث دقيق در پيرامون اين داستان و بررسى اشعارى كه از شعراى عرب در اين باره رسيده ، و دقت در حوادث مختلفى كه بعد از جنگ بدر اتفاق افتاده آدمى را نسبت به اختلاف مزبور بدبين مىكند ، علاوه بر اينكه خود واقدى از محمد بن اسحاق نقل مىكند كه گفته است اكثر كشتگان در جنگ بدر به دست على ( ع ) كشته شدهاند .
و همين واقدى بطورى كه ابن ابى الحديد از او نقل مىكند گفته است : كشتگان واقعه بدر پنجاه و دو نفر بودند ، و قتل بيست و چهار نفر از ايشان را به على ( ع ) نسبت داده است ، كه يا او خودش به تنهايى كشته و يا ديگران را در اين باره كمك كرده است .
و از جمله اشعار اين داستان ، شعر سيد بن ابى اياس است كه مشركين قريش را تحريك مىكند به كشتن على ( ع ) و از جمله آن ابيات بطورى كه ارشاد و مناقب نقل كردهاند چند بيت ذيل است :
فى كل مجمع غاية أخزاكم
جزع ابر على المذاكى القرح
للَّه دركم ألما تنكروا
قد ينكر الحر الكريم و يستحيى
هذا ابن فاطمة الذى افناكم
ذبحا و قتلة قعصة لم تذبح
اعطوه خرجا و اتقوا تضريبه
فعل الذليل و بيعة لم تربح
اين الكهول و اين كل دعامة
فى المعضلات و أين زين الأبطح
افناهم قعصا و ضربا يفترى * بالسيف يعمل حده لم يصفح « 3 »
هامش
( 1 ) ارشاد مفيد ص 39 - 43
( 2 ) مجمع البيان ج 4 ص 559
( 3 ) در تمامى صحنه هايى كه علمى افراشته شد شما را ذليل و زبون كرد - جوان نورسى كه بر اسبان پنجساله و جنگ ديده غلبه كرد .
براى خدا باد خيرتان ، آيا زشت نمىدانيد ؟ - با اينكه هر آزاد مردى از اين وضع ننگ داشته و شرم مىكند .
اين ( على بن ابى طالب ) پسر فاطمه را كه نابودتان كرده - گاهى كشته و گاهى سر بريده و گاهى نابود كرده .
( اگر خجالت نمىكشيد ) به او جزيه بدهيد و يا با كمال ذلت با او بيعت كنيد بيعتى كه ( هيچ قومى را ) سود نبخشيده .
( آه ) كجايند بزرگ مردان و آن همه بزرگان قوم كه در مشكلات پناهگاهانى بودند ؟ كجاست زينت و مايه افتخار ابطح .
آرى على همه آنان را از بين برد يكى را به ضرب دست و آن ديگرى را به ضرب شمشير ضربتى خيره كننده و شمشيرى كه از بريدن هيچ چيز دريغ نكرده .