را چنين قرار داد كه در مدار معينى حركت كند ، و ماه را چنين مقدر فرمود كه چون بند هلالى شكل خوشه خرما منزلهايى را طى نموده دوباره از سر گيرد ، نه آفتاب به ماه برخورد ، و نه شب از روز جلو افتد ، بلكه هر يك از آن اجرام در مدارى معين شناورى كنند » پس دوازده گانه بودن ماه حكمى است نوشته در كتاب تكوين ، و هيچ كس نمىتواند حكم خداى تعالى را پس و پيش كند .
و پر واضح است كه ماههاى شمسى از قراردادهاى بشرى است ، گر چه فصول چهارگانه و سال شمسى اينطور نبوده و صرف اصطلاح بشرى نيست ، و ليكن ماههاى آن صرف اصطلاح است بخلاف ماههاى قمرى كه يك واقعيت تكوينى است و به همين جهت آن دوازده ماهى كه داراى اصل ثابتى باشد همان دوازده ماه قمرى است نه شمسى .
بنا بر اين بيان ، معناى آيه چنين مىشود : « شماره ماههاى سال دوازده ماه است كه سال از آن تركيب مىيابد و اين شماره اى است در علم خداى سبحان و شماره ايست كه كتاب تكوين و نظام آفرينش از آن روزى كه آسمانها و زمين خلق شده و اجرام فلكى به راه افتاده و پاره اى از آنها بدور كره زمين بگردش درآمدند آن را تثبيت نمود » و به همين جهت بايد گفت :
ماههاى قمرى و دوازده گانه بودن آنها اصل ثابتى از عالم خلقت دارد .
و از اينجا به خوبى روشن مىگردد اينكه بعضى از مفسرين « 1 » گفتهاند : منظور از « كتاب اللَّه در آيه مورد بحث ، قرآن و يا كتاب ديگرى از مقوله دفتر و كاغذ است كه اسامى ماهها در آن نوشته شده » تا چه اندازه فاسد است .
* ( « مِنْها أَرْبَعَةٌ حُرُمٌ ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ فَلا تَظْلِمُوا فِيهِنَّ أَنْفُسَكُمْ » ) * كلمه « حرم » جمع « حرام » است كه به معناى هر چيز ممنوعى است . و كلمه « قيم » به معناى كسى است كه قيام به اصلاح مردم نموده و بر اداره امور حيات و حفظ شؤون ايشان مهيمن و مسلط باشد .
و مقصود از آن چهار ماهى كه حرام است بدليل نقلى قطعى ماه ذى القعده ، ذى الحجه ، محرم و رجب است كه جنگ در آنها ممنوع شده . و جمله * ( « مِنْها أَرْبَعَةٌ حُرُمٌ » ) * كلمه تشريع است نه اينكه بخواهد خبرى بدهد ، بدليل اينكه دنبالش مىفرمايد : « اين است آن دين قائم به مصالح مردم » .
و همانطور كه اشاره شد منظور از حرام نمودن چهار ماه حرام ، اين است كه مردم در اين
هامش
( 1 ) تفسير المنار ج 10 ص 412