جاهاى باريك هم بكشد .
و پر واضح است كه وقتى كار بدينجا بكشد شيوع فساد و انحطاطهاى اخلاقى چه بلائى بر سر اجتماع بشرى درمىآورد ، محيط انسانى را به صورت يك محيط حيوانى پستى در مىآورد كه جز شكم و شهوت هيچ همى در آن يافت نمىشود ، و به هيچ سياست و تربيتى و با هيچ كلمه حكمتآميز و موعظه اى نمىشود افراد را كنترل نمود .
و شايد همين جهت باعث بوده كه در آيه مورد بحث از ميان همه گناهان تنها مساله اكل مال به باطل آن هم از ناحيه احبار و رهبان كه خود را مربى امت و مصلح اجتماع قلمداد مىكنند ذكر شود .
بعضى از خود مسيحيان مواردى چند از تعديات كشيشان را برشمردهاند از آن جمله :
پيشكشهايى را كه مريدها ، بخاطر ظاهر عابد ، و زاهدنماى ايشان تقديم مىدارند ، رباخوارى و مصادره اموال مخالفين ، رشوه خوارى در قضا و داورى ، فروختن قباله هاى مغفرت و بهشت و امثال آن .
و ظاهرا مقصودش از كلمه « و امثال آن » امثال رشوه خوارى در قضاوت است هم چنان كه در داستان رشوه خوارى ايشان در تفسير آيه « يا أَيُّهَا الرَّسُولُ لا يَحْزُنْكَ الَّذِينَ يُسارِعُونَ فِي الْكُفْرِ . . . » در جلد پنجم اين كتاب نيز گذشت . و اگر هيچ يك از تعديات فوق را نداشته باشند ، تنها فروختن قباله هاى مغفرت براى رسوايى و ملامت ايشان كافى است .
و اما اينكه گفتند : مريدها بخاطر تظاهرى كه كشيشان در زهد و عبادت دارند به آنان علاقه و محبت پيدا مىكنند ، و آن گاه پيشكشهايى تقديم مىدارند و به موقوفات و وصيتها و خيرات و مبرات عمومى اختصاصشان مىدهند ، اين گونه موارد جزو اكل مال به باطل نيست ، و همچنين مساله رباخوارى ، زيرا رباخوارى اختصاص به كشيشها ندارد ، بلكه قرآن كريم آن را به عموم مسيحيان نسبت مىدهد ، و مىفرمايد : « وَأَخْذِهِمُ الرِّبَوا وَقَدْ نُهُوا عَنْه » « 2 » و نيز مىفرمايد : « سَمَّاعُونَ لِلْكَذِبِ أَكَّالُونَ لِلسُّحْتِ » « 3 » .
در آيه مورد بحث گفتگو از انحرافات عموم مسيحيت نيست ، بلكه آيه شريفه تنها آن تعدياتى را متعرض است كه مخصوص به كشيشان است .
هامش
( 1 ) سوره مائده آيه 41
( 2 ) و ربا گرفتنشان با اينكه از آن نهى شده بودند . سوره نساء آيه 161
( 3 ) آنها بسيار دروغگو و بسيار حرام خوارند . سوره مائده آيه 42