مؤلف : اين روايت را عياشى نيز از حنان بن سدير از آن حضرت نقل كرده « 1 »
و در امالى مفيد به سند خود از ابى عثمان ، مؤذن قبيله بنى قصى نقل كرده كه گفت :
من از على بن ابى طالب در موقعى كه طلحه و زبير خروج كرده بودند شنيدم كه گفت : خداوند مرا معذور بدارد از كار طلحه و زبير ، اينها از در طوع و رغبت خود و بدون اينكه كسى وادارشان كند ، با من بيعت كردند ، آن گاه بيعتم را شكستند ، بدون اينكه بدعتى كرده باشم ، سپس اين آيه را تلاوت كردند : * ( « وَإِنْ نَكَثُوا أَيْمانَهُمْ مِنْ بَعْدِ عَهْدِهِمْ وَطَعَنُوا فِي دِينِكُمْ فَقاتِلُوا أَئِمَّةَ الْكُفْرِ إِنَّهُمْ لا أَيْمانَ لَهُمْ لَعَلَّهُمْ يَنْتَهُونَ » ) * « 2 » .
مؤلف : اين روايت را عياشى « 3 » در تفسير خود ، هم از ابى عثمان مؤذن و هم از ابى - الطفيل و هم از حسن بصرى روايت كرده . و شيخ در امالى خود آن را از ابى عثمان مؤذن نقل كرده و در نقل او دارد كه بكير گفت : من از امام ابى جعفر ( ع ) از اين حديث سؤال كردم فرمود : شيخ ( مؤذن ) درست گفته ، على ( ع ) همين طور فرموده ، و جريان اين چنين بوده « 4 » .
و در الدر المنثور است كه ابن اسحاق و بيهقى در كتاب دلائل از مروان بن حكم و مسور بن مخرمه نقل كردهاند كه گفتند : در صلح نامه اى كه ميان رسول خدا ( ص ) و قريش در روز حديبيه منعقد شد داشت : هر كس بخواهد در عقد و عهد رسول خدا ( ص ) درآيد مىتواند ، و هر كس هم بخواهد در عقد و پيمان قريش درآيد نيز مجاز است . وقتى خزاعه اين معنا را شنيدند هجوم آوردند كه ما به عهد محمد ( ص ) و پيمان او درمىآئيم ، و بنو بكر بجست و خيز درآمدند كه ما به عهد قريش و پيمان آنان در مىآئيم ، و بر اين صلح نزديك به هفده و يا هجده ماه ماندند .
تا آنكه بنى بكر كه در عقد و پيمان قريش درآمده بودند شبى در يكى از آبهاى خزاعه بنام « وتير » كه در نزديكىهاى مكه قرار داشت به مردم خزاعه حمله بردند ، و قريش كه خيال مىكردند در اين شب تاريك رسول خدا ( ص ) خبردار نمىشود ، چون كسى نيست از كار آنان سر درآورد قبيله بنى بكر را كمك نظامى از قبيل مركب و اسلحه داده ، و
هامش
( 1 ) تفسير عياشى ج 2 ص 77
( 2 ) امالى مفيد ص 45
( 3 ) تفسير عياشى ج 2 ص 78 - 79 ، ح 24 ، 25 و 28
( 4 ) امالى طوسى