* ( « شَدِيدُ الْعِقابِ » ) * است .
و اين معنا بطورى كه ملاحظه مىكنيد ، با وسوسه شيطان در دل مشركين و تهييج و تشجيع آنان بر جنگ با مؤمنين و تشويقشان در آماده شدن و دگرگونى افكار ايشان بعد از روبرو شدن با لشكر اسلام و نزول كمك براى مؤمنين و دچار شدن ايشان به رعب ، و اينكه آرزوى فتح و تصميم بر غالب شدنشان جاى خود را به ترس و نوميدى داد ، قابل انطباق است .
و نيز معنايى است كه ممكن است با احتمال زير هم منطبق شود ، و آن احتمال اينكه يك تصور شيطانى آن چنان حواس مشركين را به خود جلب كرده باشد كه در نظرشان به صورت يك انسانى درآمده و بطورى كه خداوند حكايت كرده به ايشان گفته باشد : * ( « لا غالِبَ لَكُمُ الْيَوْمَ مِنَ النَّاسِ وَإِنِّي جارٌ لَكُمْ » ) * و اين تصور درونى با القاء همين حرف ايشان را گمراه كرده و به راه انداخته و به ميدان جنگ كشانده باشد ، تا آنكه هر دو لشكر يكديگر را برخورد نموده و چون وضع را بر خلاف آنچه آرزو و طمع داشت مشاهده كرد پا به فرار گذاشته و گفته باشد :
* ( « إِنِّي بَرِيءٌ مِنْكُمْ إِنِّي أَرى ما لا تَرَوْنَ » ) * من نزول ملائكه را به كمك مؤمنين مىبينم * ( « إِنِّي أَخافُ اللَّه وَاللَّه شَدِيدُ الْعِقابِ » ) * ، روايات راجع به اين داستان هم كه از طريق شيعه و سنى وارد شده اين احتمال را تاييد مىكند .
و مضمون اين روايات اين است كه : شيطان در نظر مشركين به صورت سراقة بن مالك بن جشعم كنانى مدلجى كه از اشراف كنانه بوده مجسم شده و به ايشان گفت آنچه را كه گفت ، و حتى پرچمشان را هم بلند كرد تا بالآخره آنان را به ميدان جنگ آورد ، و وقتى دو لشكر روبرو شدند خودش پا به فرار گذاشت ، و گفت : * ( « إِنِّي بَرِيءٌ مِنْكُمْ إِنِّي أَرى ما لا تَرَوْنَ » ) * تا آخر آن كلماتى كه خداوند از وى حكايت كرده ، و اين روايت به زودى در بحث روايتى همين آيات خواهد آمد - ان شاء اللَّه .
بعضى از مفسرين اصرار كردهاند بر اينكه معناى آيه با وجه اول منطبق است ، و وجه دوم را بخاطر ضعف سند روايات و بى اعتبارى مدارك تاريخى آن ضعيف دانسته ، و ليكن هر چند روايات مزبور متواتر و يا همراه با قرائن قطعى و موجب اطمينان تام نيست اما اصل احتمال محال نيست تا با عقل سليم موافق نباشد ، و نيز از قصه هايى نيست كه آثار صحيح مخالف آن است ، و هيچ مانعى ندارد كه شيطان در نظر مشركين مجسم شده و ايشان را به سوى ضلالت كشانيده باشد و بعد از اينكه كار خود را كرده ايشان را در هلاكتشان تنها گذاشته باشد و يا بعد از آنكه عذاب الهى را مشاهده كرده پا به فرار گذاشته باشد .
علاوه بر اينكه سياق آيه كريمه ، مخصوصا با در نظر داشتن جملات : * ( « وَإِنِّي جارٌ
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 129
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص١٢٩