پرش به محتوای اصلی

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحه 111

پدیدآورندگان:

ص۱۱۱
زنازادگانى امثال زياد بن ابيه و فرزند نامشروعش عبيد اللَّه زياد و حجاج بن يوسف و طاغيانى امثال آنان بر ايشان حكومت مىكردند ، در حالى كه در اطراف تخت سلطنتشان علمايى بودند كه به امثال آيه « أَطِيعُوا اللَّه وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الأَمْرِ مِنْكُمْ » تمسك نموده و به نفوذ اوامر ايشان و وجوب اطاعتشان فتوا مىدادند ، پس اين روايت ناظر به اين جهت است كه مصداق آيه مورد بحث تنها رفتار مردم جاهليت نبوده ، بلكه رفتار مسلمين هم يكى از مصاديق آن است .
در تفسير عياشى از ابى بصير نقل شده كه گفت : از ابى عبد اللَّه ( ع ) شنيدم كه مىفرمود : اگر كسى بگويد خداوند امر به فحشاء مىكند دروغ به خدا نسبت داده ، و اگر كسى بگويد خير و شر همه مستند به او است باز هم به خداوند دروغ نسبت داده « 1 » . و نيز در كتاب مزبور از مسعدة بن صدقه از ابى عبد اللَّه ( ع ) روايت شده كه فرمود : اگر كسى بگويد خداوند امر به كار بد و فحشاء مىكند به خداوند دروغ بسته ، و اگر بگويد خير و شر عالم بدون مشيت او صورت مىگيرد خدا را از سلطنتش بيرون نموده ، و اگر بگويد گناهان بدون قوت خدا ارتكاب مىشود باز به خدا دروغ بسته ، و كسى كه به خدا دروغ ببندد خداوند او را داخل آتشش مىنمايد « 2 » . مؤلف : اينكه فرمود : « و كسى كه بگويد خير و شر عالم بدون مشيت او صورت مىگيرد . . . » ناظر به قول مفوضه است كه مىگويند : بنده در كار خير و شر خود مستقل است . هم چنان كه جمله « و اگر كسى بگويد خير و شر همه مستند به او است » كه در روايت قبلى بود ناظر است به قول جبرى مذهبها كه مىگفتند : خير و شر و اطاعت و معصيت همه مستند به اراده خود خدا است ، و اراده و مشيت عبد كوچكترين دخالتى در صدور آن ندارد ، البته اين وقتى است كه ضمير « او » در آن روايت به خداى تعالى برگردد و اما اگر به خود صاحب عمل برگردد آن وقت مانند روايت دوم ناظر به قول مفوضه خواهد بود .
شيخ در تهذيب به سند خود از ابن مسكان نقل كرده كه گفت : از ابى عبد اللَّه ( ع ) سؤال كردم معناى آيه * ( « وَأَقِيمُوا وُجُوهَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِدٍ » ) * چيست ؟ فرمود : اين آيه راجع به قبله است « 3 » .
پاورقی
( 1 ) تفسير عياشى ج 2 ص 12 ( 2 ) تفسير عياشى ج 2 ص 11 ط تهران ( 3 ) تهذيب الاحكام ج 2 ص 43 ط تهران