مشرق يازدهم تفسير آيهء سيزدهم - أوصاف بهشت
آية :
مُتَّكِئِينَ فِيها عَلَى الْأَرائِكِ لا يَرَوْنَ فِيها شَمْساً وَلا زَمْهَرِيراً
ارائك جمع « أريكه » است « 1 » . وأريكه ، تختى است مرصّعنشان بر زير گنبدى ، يا خانهاى است با چندين فراش .
« مُتَّكِئِينَ »
منصوب است ازاينجهت كه مدح باشد يا حال . وآية نشانى از زيبايى منزل وهواي پاكيزهاش دارد واز دوام لطافتش سخن مىگويد . ونبودن شمس وزمهرير بيانگر اعتدال هواست . زمهرير در لهجهء قبيلهء « طي » به معنى ماه است . واگر اين معنا نيز مدّ نظر باشد باز كناية از همان عدم تغيير هوا وثبات آن خواهد بود . ودر هر دو حال ، سربسته ، از پاكيزگى واعتدالى سخن مىگويد كه همچون اعتدال هواي دنيا ، از أمور خارجي نيست . در يك جمله : بهشت ، آفتابى ومعتدل است .
آية بيانگر اثبات لذات ونفى درد ورنج در بهشت است . « شمس » ، مشقتى توأم با شوريدگى و « زمهرير » سرما وجمودى است كه كاهلي وبىخبرى در پى دارند وبهشت عارى از اين دو رنج است .
مشرق دوازدهم تفسير آيهء چهاردهم - حالات بهشتيان وبهشت روحاني
آية :
وَدانِيَةً عَلَيْهِمْ ظِلالُها وَذُلِّلَتْ قُطُوفُها تَذْلِيلًا
« دانِيَةً »
حال ومنصوب است . يا معطوف به واژهء متكئين مىباشد ويا عطف به محل
« لا يَرَوْنَ »
. گويى مىفرمايد : « درحالىكه در آن مكان نه خورشيدى ببينند ونه سرمايى سخت وسايههاى درختانش نيز بر سرشان فروافتاده » . حرف « واو » نيز بر وجود هر دو حالت دلالت دارد . ولذا نتيجهء تفسير چنين است : پاداش ايشان باغ بهشتى است كه هم از گرما وسرماى شديد در أمان است وهم سايههاى درختانش فروافتادهاند .
« دانِيَةً »
مىتواند وصف
« جَنَّةً »
نيز باشد در اين صورت تفسير اين است : پاداش ايشان ، بهشتى است با سايههاى فروافتاده . وممكن است صفت براي موصوفى محذوف
هامش
( 1 ) . سيوطى ، « أرائك » را مفرد مىداند ولى غالب مفسرين آن را جمع أريكه خواندهاند . أريكه ، واژهاى است معرّب به معناى « بارگاه وسرير پادشاهى » . ارك به معنى باغ وكاخ نيز صورت ديگر همين واژه است .