مركز كه در ميان نطفه است سوداء نام دارد وطبيعت خاك را داراست يعنى سرد وخشك .
طبقهاى را كه محيط بر آن است " بلغم " مىگويند وطبيعت آب را دارد ، يعنى سرد وتر . وطبقهاى كه بالاى آن است را " خون " مىگويند وخون طبيعت هوا را دارد يعنى گرم وتر . وطبقهاى كه محيط بر خون است ، " صفراء " ناميده مىشود وصفراء گرم وخشك است وطبيعت آتش را دارد . بدينترتيب جوهر واحدى كه نطفه نامدار است ، چهار عنصر وچهار طبيعت مىگردد . وچون عناصر وطبائع تمام شدند ، آنگاه از اين عناصر وطبائع چهارگانه مواليد سهگانه پيدا آمدند . أول معدن ، دوم نبات ، سيّم حيوان . . . . . الانسان الكامل ، 20 - 18
* * *
( 23 ) رقم كل استخوانهاى بدن ، همان رقمى است كه ابن سينا در كتاب قانون خود آورده مىنويسد :
فجميع هذه العظام إذا عدت تكون مائتين وثمانية وأربعين 248 سوى السّمسمانيات والعظم الشبيه باللام في كتابة اليونانيين ، القانون ، 1 / 39
ودر تعريف أنواع استخوانها از جمله سمسمانى مىنويسد :
برخى استخوانها به منزلهء شالودهء كالبد هستند كه قوام بدن مبتنى بر آنهاست . مهرههاى كمر از همين مقولهاند ، چه اين مهرهها به تيركهاى وسط كشتى مىمانند كه بدنه بر آن استوار شده است . برخى همانند سپرى هستند كه بدن را از آسيب برخوردها دور مىدارند ، مانند استخوان يافوخ يا كاسه سر وبرخى همچون جنگافزار ، دافع آسيبها وآزارهاى وارد هستند مانند استخوانهائى كه سناسن نام دارند . - خارهاى استخوانى كه محافظ مهرههاى كمر مىباشند . . . وبرخى استخوانها فضاى بين مفاصل را پر مىكنند ، مانند استخوانهائى كه از نسج وترى تشكيل شدهاند
senob doimaseS
استخوانهاى كنجدى ودر بين استخوانهاى بندهاى انگشتان قرار گرفته است .
القانون في الطب ، 1 / 24 والطبيعيات الشفاء ، 3 / 248
غزالى نيز در اين خصوص مىنويسد :
در جملهء تن تو دويست وچهل وهشت استخوان بيافريد . كيمياى سعادت ، 787
* ولازم به ذكر است كه امروزه در كتب اندامشناسى پزشكى خصوصا آناتومى
YARG
، تعداد كل استخوانهاى بدن انسان 238 استخوان برآورد شده است . البتة در اين شمارش نيز استخوانهاى ريز كنجدىشكلى كه ما بين استخوانهاى انگشتان دست وپا قرار گرفته ، محسوب نشدهاند .
* * * ( 24 ) اين تقسيم ، درحقيقت همان تقسيمى است كه أبو على سينا از قواى نفس ارائه