چيزهايى است كه آن را كدر مىسازد ، در نتيجه معناى اين كلمه نزديك به معناى كلمه « اختيار » است ، و اگر بخواهيم آن را با يكى از مقامات ولايت تطبيق كنيم ، با معناى اسلام منطبق است ، چون اسلام عبارت است از اينكه بنده به اين مقام رسيده باشد كه خود را تسليم محض امر مولى بداند ، و همواره آنچه را كه موجب خشنودى او است انجام دهد .
و ليكن در آيه مورد بحث نمىتوان كلمه اصطفا را به اين معنا كه گفتيم بگيريم ، چون در آيه اصطفاى تنها نيامده ، بلكه * ( « عَلَى الْعالَمِينَ » ) * هم با آن همراه است و اگر منظور از اصطفاى در آيه همان اصطفاى لغوى بود ، جا داشت بفرمايد : « ان اللَّه اصطفى آدم و نوحا و آل ابراهيم و آل عمران من العالمين » ولى اگر اينطور مىفرمود اسلام مختص به نامبردگان در آيه مىشد ، آن وقت معناى كلام اختلال مىيافت ، و لذا فرمود * ( « اصْطَفى ) * . . . * ( عَلَى الْعالَمِينَ » ) * و اين نوعى اختيار و برگزيدن آنان در يك يا چند امر است كه ديگران با آنان در اين امور شركت ندارند .
دليل ما بر آنچه گفتيم اينكه اصطفا همه جا يك معنا نمىدهد ، آيه شريفه « يا مَرْيَمُ إِنَّ اللَّه اصْطَفاكِ وَطَهَّرَكِ وَاصْطَفاكِ عَلى نِساءِ الْعالَمِينَ » « 1 » است ، كه دو بار كلمه نامبرده در آن آمده ، و اگر معناى اين كلمه همه جا يكى بود ، بايد مىفرمود : « ان اللَّه طهرك و اصطفاك على نساء العالمين » .
حال ببينيم معناى اصطفا در نامبردگان در آيه شريفه چيست ؟ .
اما اصطفاى آدم به اين معنا است كه او را اولين مخلوق و پديده از بنى نوع بشر قرار داده ، در زمين جايش داد و در اين باره فرمود : « وَإِذْ قالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ إِنِّي جاعِلٌ فِي الأَرْضِ خَلِيفَةً » « 2 » .
و نيز آن جناب اولين كسى است كه باب توبه برايش باز شد ، و در باره توبه او فرمود :
« ثُمَّ اجْتَباه رَبُّه فَتابَ عَلَيْه وَهَدى » « 3 » و اولين كسى است كه برايش دين تشريع شد ، و در آن باره فرمود : « فَإِمَّا يَأْتِيَنَّكُمْ مِنِّي هُدىً ، فَمَنِ اتَّبَعَ هُدايَ فَلا يَضِلُّ وَلا يَشْقى » « 4 » و اين خصوصيات كه ذكر شد از مختصات حضرت آدم ( ع ) است ، و فضائل بسيار بزرگى است كه كسى چنين فضائلى ندارد .
هامش
( 1 ) سوره آل عمران آيه 42 .
( 2 ) سوره بقره آيه 30 .
( 3 و 4 ) سوره طه آيه 122 - 123 .