« 1 » .
و نيز فرموده : « لا عاصِمَ الْيَوْمَ مِنْ أَمْرِ اللَّه » « 2 » يعنى امروز كسى نيست كه شما را از خشم خدا نگهدارد .
و باز مىفرمايد : « وَلَوْ يَرَى الَّذِينَ ظَلَمُوا إِذْ يَرَوْنَ الْعَذابَ أَنَّ الْقُوَّةَ لِلَّه جَمِيعاً » « 3 » .
و نيز مىفرمايد : « وَالأَمْرُ يَوْمَئِذٍ لِلَّه » « 4 » با اينكه همه مىدانيم كه ملك و قدرت و قوت و امر تنها در قيامت از آن خدا نيست در دنيا نيز حقيقت ملك و قدرت و امر از آن او است ، و اگر در اين آيات مختص روز قيامت شده ، بدين جهت بوده كه اين حقايق در قيامت براى ما روشن مىشود ، بطورى كه ديگر شكى برايمان نمىماند ، ( بخلاف دنيا كه ملكيتهاى موهوم نمىگذارد آن طور كه بايد متوجه مالكيت خدا شويم ) پس روشن شد كه اگر ظرف ( يوم ) را متعلق بجمله * ( « يَعْلَمْه اللَّه » ) * بدانيم مستلزم اين نيست كه خدا را تنها در قيامت ، عالم به سرائر و باطن خوب يابد مردم بدانيد .
علاوه بر اينكه كلمه « محضرا » هم بر اين معنا دلالت دارد ، زيرا مىتوانست بفرمايد :
« حاضرا » ، ولى احضار كه به معناى حاضر ساختن موجود غايب از انظار است ، بما مىفهماند اعمال نزد خدا محفوظ بوده و خدا در دنيا هم عالم بدان بوده و آن را محفوظ داشته ، روز قيامت براى صاحبانش اظهار مىدارد ، هم چنان كه در جاى ديگر فرمود : « وَرَبُّكَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ حَفِيظٌ » « 5 » .
و نيز فرموده : « وَعِنْدَنا كِتابٌ حَفِيظٌ » « 6 » .
و كلمه « تجد » از ماده و جدان است ، كه ضد فقدان را معنا مىدهد ، و كلمه « من » در جمله : « من خير » و جمله « من سوء » بيانيه است ، و بطورى كه از ظاهر سياق برمىآيد جمله :
* ( « ما عَمِلَتْ مِنْ سُوءٍ . . . » ) * عطف است بر جمله : * ( « ما عَمِلَتْ مِنْ خَيْرٍ » ) * و اين آيه از آياتى است كه
هامش
( 1 ) روزى كه همه آنان براى خدا آشكار مىشود ، و ديگر از ايشان چيزى بر خدا پوشيده نمىماند ، ملك امروز از آن كيست ؟ از آن خداى واحد قهار است ( سوره مؤمن آيه 16 )
. ( 2 ) سوره هود آيه 43 .
( 3 ) اگر آنهايى كه ستم كردند بدانند كه هنگام مشاهده عذاب مىفهمند قدرت همه اش از خدا است از ستمكارى خود پشيمان مىشوند ( سوره بقره آيه 165 ) .
( 4 ) امروز امر تنها براى خداست . سوره انفطار آيه 19 .
( 5 ) سوره سبأ آيه 21 .
( 6 ) نزد ماست كتابى كه حافظ اعمال است ( سوره ق آيه 4 ) .