كفر بورزد بايد بداند كه خدا سريع الحساب است ( 19 ) .
حال اگر همينها بر سر دين با تو بگو مگو كردند بگو من و پيروانم سراسر وجودمان را تسليم خدا كرديم و به اهل كتاب و مشركين بى كتاب يك كلمه بگو اسلام مىآوريد يا نه ؟ اگر اسلام آوردند راه سعادت خود را يافتهاند و اگر نياوردند تو وظيفه خودت را انجام داده اى چون بيش از ابلاغ ، وظيفه اى ندارى و خدا بيناى به ( اعمال ) بندگان است ( 20 ) .
به كسانى كه به آيات خدا كفر مىورزند و پيامبران را به ناحق مىكشند و افرادى را كه به عدالت وادارشان مىكنند به قتل مىرسانند ، بشارت به عذابى دردناك بده ( 21 ) .
اينان همانهايند كه اعمال خيرى هم كه دارند هم در دنيا بىنتيجه مىماند و هم در آخرت و از انواع ياوران ، هيچ نوع ياورى ندارند ( 22 ) .
مگر نديدى كسانى را ( علماى اهل كتاب را ) كه مختصر اطلاعى از كتاب آسمانى خود دارند ، چگونه مردم را به كتاب خدا مىخواندند تا در بين آنان حكومت كند اما خودشان از كتاب خدا روى گردانده و زير بار نرفتند ( 23 ) .
و اين بدان جهت بود كه مىپنداشتند : آتش دوزخ به آنان نمىرسد مگر چند روزى معدود و افتراهايى كه خودشان در دين خود تراشيده بودند مغرورشان ساخت ( 24 ) .
پس چه حالى خواهند داشت روزى كه هيچ شكى در آمدنش نيست ، زمانى كه همه آنان را جمع مىكنيم و هر انسانى بدانچه كرده بدون كم و زياد مىرسد و به احدى ستم نمىشود ( 25 )
.
بيان آيات
اين آيات در بيان حال اهل كتاب است كه آخرين طوائف سه گانه اى است كه گفتيم در اين سوره به شرح حال آنان مىپردازد ، و مقصود مهم و اصلى از ذكر طوائف نامبرده ، همين طايفه است ، و قسمت عمده اين سوره در باره همين طايفه يعنى يهود و نصارا نازل شده ، و يا بالآخره به ايشان مربوط مىشود .
* ( « إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللَّه الإِسْلامُ . . . » ) *
در سابق معناى اسلام از نظر لغت بيان شد ، و گويا همان معناى لغوى در اينجا مراد باشد ، به قرينه اينكه اختلاف اهل كتاب را نقل مىكند ، كه بعد از علم به حقانيت اسلام و تنها به خاطر دشمنىاى كه با يكديگر داشتند آن را نپذيرفتند .
در نتيجه معناى جمله مورد بحث چنين مىشود كه : « دين نزد خداى سبحان يكى است و اختلافى در آن نيست و بندگان خود را امر نكرده مگر به پيروى از همان دين و بر انبياى خود هيچ كتابى نازل ننموده مگر در باره همان دين ، و هيچ آيت و معجزه اى به پا نكرده مگر