« من قال فى القرآن به غير علم فليتبوا مقعده من النار » « 1 » .
بنا بر اين از همين جا اين معنا نيز روشن مىشود كه تفسير به رأى باعث ظهور تنافى در بين آيات قرآن مىشود .
چون ترتيب معنوى كه بين مفاهيم و معانى آنها موجود است به هم مىخورد و در نتيجه يك آيه قرآن در جايى غير از آنجا كه دارد واقع مىشود ، و نيز يك كلمه آن در غير آنجايى كه دارد قرار مىگيرد ، و لازمه اين آن است كه بعضى از آيات قرآن و يا بيشتر آن به معناى خلاف ظاهرش تاويل شود .
همانطور كه ديديم جبرى مسلكان آياتى را كه ظهور در اختيار انسانها دارد تاويل كردند ، و در مقابل آنان مفوضه « 2 » هم آياتى را كه ظهور در قدر و محدود بودن اختيار آدميان دارد تاويل نمودند .
اين كار منحصر در جبرى مذهبان ، و مفوضه نيست . بلكه غالب مذاهب اسلامى گرفتار تاويل در آيات قرآنى شدند ، و هر آيه اى را كه موافق با نظرشان نبود تاويل كردند ، و اگر كسى از ايشان مىپرسيد : آخر آيه اى كه شما تاويلش كرديد ظهور در غير اين معنا دارد ، در پاسخ مىگفتند كه قرائن عقلى هم براى خود قرينه اى است كه بايد به حكم آن از ظاهر يك كلام صرف نظر نموده و آن را بر معناى خلاف ظاهرش حمل كرد ، و اين همان تاويل است كه قرآن از آن نام برده است .
سخن كوتاه اينكه تفسير به رأى باعث مىشود ترتيب آيات خدا از بين رفته و در هم و بر هم شود و هر يك منظور و مقصود آن ديگرى را نفى كند ، و در نهايت مقصود هر دو از بين برود ، چون به حكم خود قرآن در قرآن هيچ اختلافى نيست ، و اگر اختلافى در بين آيات پيدا شود تنها و تنها بخاطر اختلال نظم آنها ، و در نتيجه اختلاف مقاصد آنها است .
و اين همان است كه در بعضى از روايات از آن به عبارت « ضرب بعضى قرآن به بعض ديگر » تعبير شده ، مانند روايات زير .
در كافى « 3 » ، و در تفسير عياشى « 4 » از امام صادق از پدر بزرگوارش ( ع ) روايت
هامش
( 1 ) هر كس در باره قرآن سخن بدون علم بگويد جايگاهش آتش خواهد بود .
( 2 ) مفوضه كسانى هستند كه قائل به اختيار مطلق انسان هستند و اراده خدا را در اعمال بشر دخيل نمىدانند .
( 3 ) كافى ج 2 ص 632 ح 17 .
( 4 ) تفسير عياشى ج 1 ص 18 ح 2 .