خود باز كند ، و نكته سنجى را به نهايت رساند نجات دهنده هر كسى است كه عملى نكوهيده داشته باشد و رهايى بخش هر كسى است كه هيچ راه نجاتى ندارد . آرى تفكر ، حيات قلب هر شخص آگاه و انديشمندى است مانند نورى كه در تاريكى راه گشاى انسان است پس بر شما باد به اخلاص داشتن و كم كردن توقع و انتظار .
مؤلف : اين روايت را عياشى هم در تفسير خود آورده ، البته نه تا آخر ، بلكه تا جمله :
« پس هر صاحب بصيرت را سزد كه براى درك . . . » « 1 » .
و نيز در كافى « 2 » و تفسير عياشى « 3 » از امام صادق ( ع ) روايت آمده كه از رسول خدا ( ص ) نقل كردهاند كه فرمود : قرآن ، هدايتى است از تاريكى و ضلالت و روشنگر وادى جهالت و جبران كننده لغزشها ، و از بين برنده تاريكىها و سدى است در برابر هلاكتها و آگاهى دهنده اى از كجروىها و بيان كننده فتنه ها . و رساننده انسانها از دنيا ( در مسيرى مستقيم ) به سوى آخرت .
و در قرآن كمال دين شما است ، و احدى نيست كه از قرآن رو برگرداند ، مگر اينكه به سوى آتش برگردانيده شود .
مؤلف : روايات در اين مضامين از رسول خدا ( ص ) و ائمه اهل بيت آن جناب ( ع ) بسيار زياد است .
و در تفسير عياشى « 4 » از فضيل بن يسار روايت شده كه گفت : من از حضرت ابى جعفر ( ع ) از معناى اين روايت سؤال كردم ، فرمود : « هيچ آيه اى در قرآن نيست مگر آنكه ظاهرى و باطنى دارد ، و هيچ حرفى نيست مگر آنكه حد و مرزى دارد ، و براى هر حدى سرآغاز و مطلعى است » .
پرسيدم : منظور رسول خدا ( ص ) از ظاهر و باطن قرآن چيست ؟ فرمود :
منظور از ظاهر قرآن الفاظ نازل شده آنست ، و منظور از باطن قرآن معانى الفاظ است ، كه در مورد خبرهاى قرآن بعضى از آن معانى رخ داده ، و بعضى بعدا رخ مىدهد ، و قرآن با گردش و جريان خورشيد و ماه جريان دارد ، در هر چرخى كه آنها مىزنند ، و حوادثى مىآورند ،
هامش
( 1 ) تفسير عياشى ج 1 ص 2 ح 1 .
( 2 ) كافى ج 2 ص 600 ح 8 ط تهران .
( 3 ) تفسير عياشى ج 1 ص 5 ح 8 .
( 4 ) تفسير عياشى ج 1 ص 11 ح 5 .