جمله قرآن كريم در باره مورچه زمان حضرت سليمان فرموده است : « قالَتْ نَمْلَةٌ يا أَيُّهَا النَّمْلُ ادْخُلُوا مَساكِنَكُمْ » مورچه اى بانگ زد : اى مورچگان به سوراخهاى خود برويد . « 1 »
و نيز در باره هدهد سليمان ع مىفرمايد : « فَقالَ أَحَطْتُ بِما لَمْ تُحِطْ بِه وَجِئْتُكَ مِنْ سَبَإٍ بِنَبَإٍ يَقِينٍ » گفت : من به چيزى دست يافتم كه تو هرگز از آن خبر ندارى ، و من از شهر سبأ خبرى يقينى آوردهام . « 2 »
و نيز در باره وحيى كه خود خدا به بعضى از جانداران بىزبان كرده مىفرمايد : « وَأَوْحى رَبُّكَ إِلَى النَّحْلِ أَنِ اتَّخِذِي مِنَ الْجِبالِ بُيُوتاً وَمِنَ الشَّجَرِ وَمِمَّا يَعْرِشُونَ » پروردگارت به زنبور عسل وحى كرد كه از سوراخ كوه ها و سقف خانه هايى كه مردم مىسازند و از شكاف درختان براى خود خانه ها بسازيد . « 3 »
اين را هم بايد تذكر داد كه غير از لفظ « قول » و « كلام » الفاظ ديگرى در قرآن هست كه به معناى آن دو نزديك است ، از قبيل لفظ « وحى » ، مانند آيه زير كه مىفرمايد : « إِنَّا أَوْحَيْنا إِلَيْكَ كَما أَوْحَيْنا إِلى نُوحٍ وَالنَّبِيِّينَ » ما به سويت وحى كرديم آن چنان كه به انبيايى كه قبل از تو بودند وحى كرديم . « 4 »
يكى ديگر ، لفظ « الهام » است ، كه در اين باره فرموده : « وَنَفْسٍ وَما سَوَّاها ، فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَتَقْواها » سوگند به نفس ، كه آن را چه كامل آفريد ، و سپس فجور و تقوايش را الهامش كرد . « 5 »
يكى ديگر لفظ « نبا » است كه در آن باره فرمود : « قالَ نَبَّأَنِيَ الْعَلِيمُ الْخَبِيرُ » گفت :
خداى دانا و با خبر مرا خبر داد . « 6 »
يكى ديگر لفظ « قص » است ، كه در آن باره فرموده : « يَقُصُّ الْحَقَّ » حق را مىسرايد . « 7 »
و معناى سخن گفتن در همه اين الفاظ يعنى در وحى و الهام و نبا و قصه همان معنايى است كه در اول بحث گفتيم ، و آن اين بود كه حقيقت معناى قول در اين موارد بايد باشد ، و اثر
هامش
( 1 ) سوره نمل ، آيه 18
( 2 ) سوره نمل ، آيه 22
( 3 ) سوره نحل ، آيه 68
( 4 ) سوره نساء ، آيه 162
( 5 ) سوره شمس ، آيه 8
( 6 ) سوره تحريم ، آيه 3
( 7 ) سوره انعام ، آيه 57