« * ( تِلْكَ عَشَرَةٌ كامِلَةٌ ) * . . . »
يعنى سه روز در حج و هفت روز در مراجعت ، ده روز كامل است ، و اگر عدد هفت را مكمل عدد ده خوانده نه متمم آن ، براى اين بود كه بفهماند هر يك از سه روز و هفت روز حكمى مستقل و جداگانه دارد ، كه بيانش در فرق ميان دو كلمه تمام و كمال در اول آيه گذشت .
پس معلوم شد كه روزه سه روز عملى است تام فى نفسه ، و اگر محتاج به هفت روز است محتاج در كامل بودنش هست ، نه در تماميتش .
* ( « ذلِكَ لِمَنْ لَمْ يَكُنْ أَهْلُه حاضِرِي الْمَسْجِدِ الْحَرامِ » ) * يعنى حكم نامبرده در باره تمتع به عمره تا حج ، براى غير اهل مكه است ، يعنى براى كسى است كه بين خانه و زندگى او و بين مسجد الحرام ( البته بنا بر تحديدى كه روايات كرده ) بيش از دوازده ميل فاصله باشد ، و كلمه اهل به معناى خواص آدمى از زن و فرزند و عيال است :
و اگر از مردم دور از مكه تعبير فرموده به كسى كه اهلش حاضر در مسجد الحرام نباشد ، در حقيقت لطيفترين تعبيرات را كرده ، چون در اين تعبير به حكمت تشريع تمتع كه همان تخفيف و تسهيل است اشاره فرموده .
توضيح اينكه : مسافرى كه از بلاد دور به حج - كه عملى است شاق و توأم با خستگى و كوفتگى در راه - مىآيد احتياج شديد به استراحت و سكون دارد ، و سكون و استراحت آدمى تنها نزد همسرش فراهم است ، و چنين مسافرى در شهر مكه خانه و خانواده ندارد ، لذا خداى تعالى دو رعايت در باره او كرده ، يكى اينكه اجازه داده بعد از مناسك عمره از احرام در آيد ، و دوم اينكه براى حج از همان مكه محرم شود ، و ديگر مجبور به برگشتن به ميقات نشود .
خواننده محترم توجه فرمود كه جمله دال بر تشريع متعه همين جمله است ، يعنى جمله :
« * ( ذلِكَ لِمَنْ لَمْ يَكُنْ ) * . . . » نه جمله « * ( فَمَنْ تَمَتَّعَ بِالْعُمْرَةِ إِلَى الْحَجِّ ) * . . . » و جمله نامبرده كلامى است مطلق ، نه به وقتى از اوقات مقيد است ، و نه به شخصى از اشخاص ، و نه به حالى از احوال .
* ( « وَاتَّقُوا اللَّه وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّه شَدِيدُ الْعِقابِ » ) * اينكه در ذيل آيه چنين تشديد بالغى كرده ، با اينكه صدر آيه چيزى به جز تشريع حكمى از احكام حج را نداشت ، به ما مىفهماند كه مخاطبين اشخاصى بودهاند كه از حال ايشان انتظار مىرفته حكم نامبرده را انكار كنند ، و يا در قبول آن توقف كنند ، و اتفاقا مطلب از همين قرار بود ، براى اينكه از ميان همه احكام كه در دين تشريع شده ، خصوص حج ، از سابق يعنى از عصر ابراهيم خليل اللَّه ع در بين مردم وجود داشته ، و معروف بوده ، و دلهاشان با آن
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 115
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص١١٥