الفصل الرابعفى ماهيّة الجسم
تعريف جسم
متن
لا ريب فى وجود الجسم بمعنى الجوهر . . . الحقيقة فاختلفوا فيه على أقوال .
ترجمه
در وجود جسم ترديدى نيست به معناى وجود جوهرى كه مىتوان در آن خطوط سه گانهاى فرض كرد كه يكديگر را بر اساس چند زاويهء قائمه قطع نمايند ، گرچه اين خطوط بالفعل در آن نباشند ، مانند كره واستوانه .
حواس ما كه علوم ما بدان منتهى مىگردند ، گرچه نمىتوانند جوهر را ادراك كنند ، و صرفاً احوال اجسام و اوصاف عرضى آن را درك مىكنند ، لكن از راه تجربيات گوناگون به صورت قطعى پى مىبرند كه بين سطحها و نهايتهاى اجسام فى الجمله پر هست و از جوهرى كه در جهات سه گانه امتداد داشته باشد ، خالى نيست . « 1 »
هامش
( 1 ) . دراين كه اجمالًا نهايتها و بين سطوح از اجسام ذريهء اتمى پر است ، شكى نيست . سخن در اين است كه آيا فاصله وجود دارد يا نه . كلمهء « فى الجمله » به اين معنا اشاره دارد