الفصل الأوّلفى المقولات وعددها
به چه چيز مقوله مىگويند ؟
متن
لا ريب أنّ للموجود الممكن ماهيّة هى ذاته . . . جنس ، وهى المسمّاة ب « المقولات » .
ترجمه
ترديدى نيست كه موجود ممكن ، ماهيتى دارد كه ذات آن مىباشد و نسبت آن به وجود و عدم مساوى است و آن همان چيزى است كه در جواب ماهو گفته مىشود .
و در اين ماهيات ، مشتركات و مختصات يعنى اجناس و فصول ، موجود است . برخى از اجناس ، اعم و برخى ديگر اخصّند ؛ يعنى اجناس ترتب صعودى از اخص به سوى اعم دارند .
ناگزير سلسلهء ( اجناس ) به جنسى كه فوق آن جنسى نيست ، منتهى مىگردد ؛ زيرا محال است كه تا بىنهايت پيش رود ، چون مستلزم تركيب ممكن از اجزاى غير متناهى است . و بر اين اساس ، امكانِ تعقّل هيچ يك از ماهيات به تمام ذاتيات آن نخواهد بود .
مضافاً به اين كه اجناس به اعتبار به شرط لا ، مواد خارجى يا عقلى هستند و ماده از علل قوام مىباشد و علل قوام متناهى است ، چنان كه بيانش به خواست خدا خواهد آمد . « 1 »
هامش
( 1 ) . در مرحلهء هشتم . فصل پنجم ، مؤلف مىنويسد « مقتضى ما تقدم من البرهان استحاله التسلسل فى اقسام العلل كلها من العلل الفاعلية والغائية والمادية والصورية »