الفصل السّادسفى بعض ما يرجع الى الفصل
معانى لفظ فصل
متن
يُستَعْملُ لَفظُ الفصل . . . الانسانىّ و يُسمّى فصلًا اشتقاقياً .
ترجمه
لفظ فصل در كلمات حكما به دو معنا استعمال مىشود : يكى در مورد أخص و أعرف لوازمى كه بر نوع ، عارض مىشود . و آنها از اين جهت ، فصل خوانده مىشوند و در تعاريف بهجاى فصلهاى حقيقى به كار مىروند ، زيرا دستيابى به فصلهاى حقيقى كه مقوم انواع هستند كار بسيار دشوارى است .
يا از آن جهت كه در لغت ، نامى كه دلالت مطابقى بر فصول كند نداريم ، مانند ناطق كه فصل انسان محسوب مىشود ؛ زيرا مراد از نطق يا تكلم است كه آن ، از جهتى ، كيف مسموع مىباشد « 1 » و يا
هامش
( 1 ) . فهو من وجهٍ كيف ؛ اينكه مىگويد « تكلّم من وجهٍ » كيف هست بدين لحاظ هست كه لفظ از آن جهت كه وجوداو وجود معناست حسب الاعتبار والفرض ممكن است كيف نباشد . مثلًا انسان ملفوظ از آن جهت كه وجود اين لفظ ، وجود معناى انسان هست حسب الاعتبار والفرض او جوهر به شمار مىرود . و از آن جهت كه عرضى است قائم به موضوع يعنى نفس انسانى ، از اينرو حقيقتاً كيف محسوب شود . پس او من وجهٍ كيف است نه مطلقاً