اشكال بر اينكه كليت ، لازمهء وجود ذهنى ماهيات است
متن
و كذا ما قيل : « إنّ الماهيّة الموجودة . . . الموجودة فى ذهنه بالأمس ، وهكذا . »
ترجمه
اشكال مىشود « 1 » كه ماهيت موجودهء در ذهن ، جزئى و شخصى است ، مانند ماهيت موجود در خارج ؛ زيرا كه موجود در ذهنِ خاص و قائم به نفس جزئى است . پس ، ماهيتِ انسانىِ موجود در ذهن زيد مثلًا ، غير از ماهيتِ انسانىِ موجود در ذهن عمرو است . همانطور كه ماهيّتِ موجود در ذهن زيدِ امروز ، غير از ماهيتِ موجود در ذهن زيدِ ديروز است . و هكذا .
شرح
حاصل اشكال اين است كه ماهيت همانطور كه در خارج اگر موجود شد متشخص و جزئى يافت مىشود ، در ذهن نيز اگر يافت شد به دليل آنكه قائم به ذهنِ شخصىِ جزئى است او هم متشخص و جزئى خواهد بود . همانطور كه ماهيت موجود در ذهن زيد امروز ، با ماهيتِ موجود در ذهن زيد ديروز ، دو ماهيت جزئىِ جداگانه است . و يا ماهيتِ موجود در ذهن زيد و عمرو دو ماهيت جزئى هستند .
همهجا مطلب از همين قرار مىباشد . بنابراين ، ماهيت هميشه در ذهن هم مانند خارج جزئى است ، نه كلى . پس اينكه مىگوييد لازمهء وجود ذهنى ماهيت ، كليت است سخن درستى نيست .
جواب از اشكال
متن
فاسدٌ فإنّ الماهيّة المعقولة من الحيثيّة . . . الجهة لا تأبى الصدقَ على كثيرين .
هامش
( 1 ) . فخر رازى در شرح عيون الحكمه ، ج 3 ، ص 7 و 100