الفصل الخامسالشىء ما لم يجبُ لم يُوجَد ، وفيه بطلان القول بالأولويّة
معلول تا به مرز وجوب نرسد ، موجود نمىشود
متن
قد تقدّم أنّ الماهيّة فى مرتبة . . . لميجب لم يُوجَد ، و ما لم يمتنع لم يعدم .
ترجمه
پيش از اين گذشت « 1 » كه ماهيت در مرتبهء ذاتش چيزى نيست ، مگر خودش ؛ نه موجود است و نه معدوم و نه هيچ چيز ديگر . و از آن ، ضرورت وجود و عدم ، به سلب تحصيلى - كه همان معناى امكان اوست - مسلوب است .
پس ، ماهيت نزد عقل نسبت به وجود و عدم يكسان است . لذا عقل شك نمىكند كه تَلبس آن به وجود و عدم ، مستند به خود ماهيت نيست ؛ چون نسبت ماهيت به آن دو مساوى است و هيچ يك از آن دو بدون سبب ، حاصل نمىشوند . بلكه متوقف به چيزى وراى ماهيت است تا او را از حد استوا خارج كند و جانب وجود يا عدم را ترجيح دهد ، كه آن علت است .
و ترجيح جانب وجود توسط علت حاصل نمىشود ، مگر به ايجاب ( و حتميت ) وجود ؛ زيرا اگر
هامش
( 1 ) . در فصل دوم از مرحلهء اول