كنيم اما در باب وجود صفات نمىتوان آنها را با قطع نظر از عواملى كه آنها را به وجود مىآورد ملاحظه كرد .
استدلال بر وجوب صفات واجب تعالى به بيانى ديگر
متن
ويمكن تقرير الحجّة بوجه آخر . . . الغيرىّ وقد تقدّمت استحالته .
ترجمه
ممكن است دليل را به وجه ديگرى تقرير كرد . و آن اينكه عدم كفايت ذات در وجوب صفتى از صفات كمالى ، استدعا مىكند حاجت او را به غيرى كه علت آن صفت است . و لازمهء اين مطلب ، اتصاف واجب به وجوب غيرى است . و قبلًا محال بودنش گذشت . « 1 »
شرح
قبلًا گفتيم چيزى به وجوب غيرى ، متصف مىشود كه ممكن ذاتى باشد . و وجوب غيرى در حريمِ واجبِ ذاتى راه ندارد .
حال اگر صفتى از صفات واجب به اقتضاى ذات نباشد و ديگرى آن را اقتضا كرده باشد - يعنى صفت به وجوب علت بيرونى واجب گرديده باشد - لازم مىآيد واجب ذاتى به واجب غيرى ، متصف گردد . و اين محال است ؛ زيرا ممكن ذاتى به وجوب غيرى متصف مىشود نه واجب ذاتى .
ايراد بر واجب بودن صفات واجب تعالى
متن
واورِدَ على أصل المسألة بأنّه . . . كالخَلْق والرِّزقِ والإحياء والإماتة وغيرها .
هامش
( 1 ) . در فصل دوم از مرحلهء اول