نامحدود و غير معلّل ، سزاوار احترام و پيروى و جانفشانى است و چون در نظام امكانى چنين حيث بالذاتى محال است ، پس بدون خدا براى دين معنايى نيست .
ذات خدا مقوّم چيستى دين مىباشد و چون عقل همگانى با اينكه به چيستى اجمالى دين راه مىبرد و هستى اجمالى آن را تصديق مىكند اما به تفصيلات آن آگاهى ندارد و ممكن هم نيست به خودى خود آگاه شود و باز چون عقل اكتسابى طريق تضمين شده نيست ، بدين جهت مىبايد در نظام هستىِ امكانى ، راهنمايان معصوم از سوى خدا تقرير شده باشند تا سنخ دين را با تفصيلات آن به بندگان خدا ابلاغ كنند .
عقل بدين شيوهء تضمين شده به شناخت دين و شناخت پيغمبران و امامان معصوم راه مىيابد . سپس از قانونِ اقتضاىِ نظام الهىِ عالم - كه وجود دليلهاى لازم و كافى را براى شناخت آن راهنمايان ايجاب مىكند - به شناخت پيغمبران خدا و رسالت ختميّهء رسول خدا و شناخت امامت ختميّهء دوازده امامِ تعيين شده از سوى خدا به طور تضمين شده نايل مىشود . بدين گونه در اين تراز عالى بين عقل و شرع رابطهء دو سويه برقرار است . در ترازهاىِ اشتقاقىِ بر آمده از اين تراز تا آنجا كه عقل همگانى كفايت مىكند ملازمه برقرار مىباشد .
اما در قضاياى اكتسابى كه همگانى و ضرورى نيستند نمىتوان به طور قانونمند تقرير كرد كه هر امرِ عقلى با يك امر شرعى ملازمه دارد ؛ زيرا عقل در مرحلهء قضاياى اكتسابى و استدلالى ، عقل همگانى نيست و بدين جهت انظار آن در معرض باطل بودن و باطل شدن قرار دارد . پس نمىتواند طرف ملازمه با شرع قرار گيرد ؛ زيرا ملازمه مقتضى تقارن است و در اينجا شرع ، كه يك طرف ملازمه است ، به واسطهء وجود معصومين ( ع ) تضمين شده است ، اما عقل در مرحلهء نظر تضمين شده نيست .
با اين وصف از آن رو كه در مراتب وجودى تعطيل راه ندارد و هيچ قوّهاى ، به خصوص قوهء عقليّه نبايد تعطيل شود . قوّهء عقليّه به جاى تلاش براى اينكه يك طرف
فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 31
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٣١