ترجمه
دوم اينكه اگر دو واجب بالذات فرض شود بين آن دو هرگز علاقه لزومى برقرار نخواهد بود . اين بدان جهت هست كه علاقهء لزومى بين دو چيز ، وقتى برقرار مىگردد كه يكى علت ديگرى يا هر دو معلول علت ثالثه باشند . و معلوليت ، راهى در حريم واجب بالذات ندارد .
شرح
مقصود از علاقهء لزومى ، رابطهء علّى و معلولى است كه اگر بين دو واجب برقرار شد ، لا محاله يكى واجب نخواهد بود . پس اگر حسب الفرض ما دو واجب داشته باشيم هيچ گاه ميان آن دو ، رابطهء علّى و معلولى برقرار نخواهد بود ؛ زيرا فرض عليت و معلوليت ميان آنها با وجوبِ آن دو ، منافات دارد .
علاقهء لزومى ميان دو موجود در جايى تحقق مىيابد كه يكى علت و ديگرى معلول باشد مانند خدا و خلق و يا هر دو معلول علت ثالثه باشند مانند نسبت ميان موجودات امكانى كه در وجود علت نخست اشتراك دارند و با وضع علت ، آنها وضع مىگردند و با رفع علت ، آنها ، رفع مىگردند و همين موجب تلازم ميان دو معلول مىگردد . اما ميان دو واجب فرضى چنين صورتى تحقق نمىيابد .
فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 301
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٣٠١