امكان در خارج به وجود موضوعش موجود است
متن
الأمر الثّالث : أنّ الإمكان موجود بوجود . . . الذات والغنى عن الغير و غير ذلك .
ترجمه
مطلب سوم ، امكان در خارج به وجود موضوعش موجود است - و چنانكه بعضى گفتهاند « 1 » - اعتبار عقلى محض كه حقيقتى در خارج اصلًا ندارد نيست . امكان در خارج ، وجود مستقل و منفك ( از ماهيت ) ندارد - چنانكه جماعتى ديگر به اين عقيده قائل شدهاند . . . . « 2 »
اما اينكه امكان در خارج به وجود موضوعش موجود است ، به دليل آن است كه در تقسيم ، قسيم « واجب » ى است كه ضرورتِ وجودِ آن در خارج است . پس ارتفاع ضرورت كه عبارت از امكان باشد هم در خارج است . و چون در تقسيم ، موضوعى وجود دارد كه مقتضى اتصاف مقسم ( موجود ) به هر يك از اقسام است ، از اين جهت امكان در حكم وصف ثبوتى مىماند كه موضوعش بدان متصف مىگردد .
پس حقيقت امكان يك معناى عدمى است كه بهرهاى از وجود يافته است و ماهيت در خارج بدان متصف است و چون ماهيت در خارج به آن متصف است پس براى آن وجود در حد موجوديت ساير أعدام مضاف - كه نعتهاى عدمى براى موضوعات خود هستند و موجود به وجود موصوفاتند - از وجود ، بهره دارد . و آثارى كه بر امكان مترتب مىشود در حقيقت ، ارتفاع آثار وجوب است ، كه آن ( آثار وجوب ) عبارت است از صِرف بودن ، بسيط بودن ذات و بىنيازى از غير و مانند آن
شرح
در اينكه امكان در خارج ، موجود است يا معدوم ، و اگر موجود است وجود
هامش
( 1 ) . اين نظريه به شيخ الاشراق منسوب است ، ر . ك : اسفار ، ج 1 ، ص 172
( 2 ) . حكماء مشّاء از اتباع معلم اول ، ر . ك : اسفار ، ج 1 ، ص 139