شامل خودش هم خواهد شد و ناگزير خودش كاذب خواهد بود . وقتى مفاد ادّعاى فوق ، كاذب بود نقيضش كه موجبهء جزئيه هست صادق خواهد بود ، كه عبارت باشد از اينكه « پارهاى از علوم ما صحيح و صادقند » . و اين جملهء صادقه ، ادعاى عدم مطابقت علوم با خارج را طرد خواهد نمود .
حصول علم ، به سبب تحقق وجودِ ذهنىِ ماهيات ، مىباشد
متن
فقد تحصّل أنّ للماهيّات وجوداً ذهنيّاً . . . إلى خارجىٍّ وذهنىٍّ .
ترجمه
روشن شد كه ماهيات ، وجودى ذهنى دارند كه در آن نشئه ، آثار خارجى را ندارند ، همانطور كه وجودى هم در خارج دارند كه بر آنها آثار خارجى مترتب است . و نيز روشن مىشود كه موجود ، تقسيم مىشود به خارجى و ذهنى .
شرح
در اين فقره پس از ابطال نظرات مختلفى كه نحوهء تحقق علم انسان به خارج را توجيه مىكرد ، مانند نظريهء اضافه و شبَح ، به نتيجهگيرى مىپردازد و مىگويد : از مباحث گذشته آشكار مىگردد كه علم عبارت است از تحقق ماهيات در ذهن ما ، همانگونه كه در خارج موجودند .
از سوى ديگر به جهت قرار دادن بحث وجود ذهنى در ميان مباحث وجود ، اشاره مىكند و مىگويد : اينكه بحث وجود ذهنى را در ميان مباحث وجود ، قرار داديم دليل آن اين است كه موجود به تقسيم اولى منقسم مىشود به موجود خارجى و موجود ذهنى . پس بايد اين بحث وجود ذهنى در خلال مباحث وجود مطرح باشد ؛ گرچه از جهتى ديگر تناسب دارد كه در كَيف نفسانى در مبحث مَقولات عَرَضى مطرح شود ، چون علم ، چگونگى و حالتى براى نفس است .