الفصل الرّابعفى شطرٍ من أَحكام العدم
تمايز به سه چيز حاصل مىشود
متن
قد تَقَدَّم أنّ العدَم لا شيئيّة . . . إلى ما بين الوجودين من التّوقّف .
ترجمه
از پيش گذشت كه عدم ، واقعيتى ندارد . « 1 » پس محض نيستى و بطلان است .
آنچه بر اين مطلب تفريع مىشود اين است كه درعدم ، تمايزى نيست ؛ زيرا تمايز بين دو چيز يا به تمام ذات است ، مانند دو نوعى كه تحت دو مقوله در مىآيند ( مانند انسان كه تحت مقولهء جوهر است و خط كه تحت مقولهء كم است ) يا به بعض ذات است ، مانند دو نوعى كه تحت يك مقوله باشند ( مانند انسان و بقر كه تحت مقولهء جوهرند ) يا به اعراضى است كه بر ذات عارض مىشوند ، مانند دو فرد از يك نوع ( زيد و عمر از نوع انسان ) و براى عدم ، ذاتى وجود ندارد .
آرى ، گاهى عدم به وجودى اضافه مىشود . بدين سبب بهرهاى از وجود مىگيرد و به دنبال آن
هامش
( 1 ) . در فرع هشتم از فروعى كه در فصل دوم از همين مرحله گذشت