از اجزاى گوناگون تأليف يافتهاند و نه ضميمهاى از خارج به آنها اضافه شدهاست ، بلكه به ذات بسيط خود هر يك از ديگرى ممتاز مىشوند .
پس نور ، حقيقت واحد « 1 » بسيطى است كه در عين كثرت ، واحد است و در عين وحدت ، كثير .
همچنين است وجود ، آن نيز حقيقت واحدى است كه مراتب مختلفى به شدت و ضعف و تقدم و تأخر و برترى و پستى و غير اينها دارد .
شرح
سخن در باب حقيقت مشكك ، در دو مقام گفته مىشود : يكى در اينكه آيا حقيقت واحدى داريم كه در آن تشكيك ، وجود داشته باشد . يعنى در عين آنكه افراد آن همه از يك نوع هستند معذلك تفاوتهايى به شدت و ضعف و تقدم و تأخر و مانند آن در آنها باشد . يا اصولًا چنين حقيقتى نداريم . و ثانياً در اين بحث مىشود كه آيا وجود ، تشكيك بردار هست يا نه ؟
اما در مقام اول بايد گفته شود : آرى ، ما حقايقى داريم كه در عين آنكه افراد آن همه از يك خانواده و يك نوع مىباشند معذلك بين افراد آن ، تفاوتهايى از نظر شدت و ضعف و جهات ديگر وجود دارد . اين تفاوتها موجب نمىشوند كه افراد آن حقيقت با يكديگر مغايرت و تباين پيدا نمايند . بلكه همچنان خويشى و هم سنخى خود را حفظ مىكنند و از آن بيرون نمىشوند .
شما مثلًا حركت را ملاحظه كنيد . يك حركت ، تند است ، ديگرى كُند . اين دو حركت از يك نوع هستند ، در عين حال يكى تند است و ديگرى كُند . آيا حركت كُند حركت به اضافهء سكون است و حركت تند حركت بدون سكون ؟ خير ، چنين چيزى عقلًا محال است ؛ زيرا حركت ، نقطه مقابل سكون است و معنا ندارد كه جزيى از آن را
هامش
( 1 ) . ذكر نور از باب تمثيل است و گرنه نور ، خود ، از ماهيات بوده تشكيك در آن جايز نيست ، مگر بر اساس نظر شيخاشراق . و تشكيك در آن به سبب تشكيك در وجود اوست