خداوند متعال گروهى را مورد نعمت و احسان خود فرمود ولى چون شكر و سپاسگزارى از نعمت ننمودند همان نعمت موجب بدبختى آنان گرديد . و گروهى را بمصائب و بلايا مبتلا نمودند چون صبر و استقامت ورزيدند همان مشكلات خود نعمت بزرگى شد براى آنان .
در اين حديث كه فرمود فصارت و بالا عليهم . و بال به معناى شدت و سنگينى و رنج و عذاب است يعنى همين نعمت خدا داده از جهت سوء استفاده و بهرهگيرى غلط عامل بدبختى و رنج و عذاب دنيوى و اخروى آنان شد . و در مقابل : گرفتاريها و شدائد براى افراد صابر و شكيبا نعمت و سعادت دنيوى و اخرى گشت .
19 - كافى از على بن ابراهيم . . . از ابان بن ابى مسافر از حضرت صادق عليه السّلام در تفسير آيهء 200 از آل عمران -
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اصْبِرُوا وَ صابِرُوا
فرمود يعنى در برابر مصائب صبر كنيد و در روايت ابن ابى يعفور از حضرت كه فرمود صابروا على المصائب يعنى در شدائد و گرفتاريها صبر پيشه گيريد . شايد منظور اين باشد كه يك ديگر را توصيه و سفارش بصبر بنمائيد در هنگام مصائب و جنگها .
20 - كافى از عده مشايخ از برقى . . . از بعضى از اصحاب حضرت كه فرمود .
لو لا ان الصبر خلق قبل البلاء لتفطر المؤمن كما تتفطر البيضة على الصفا .
اگر مؤمن قبل از رسيدن بلايا و مشكلات صبر و مقاومت را در اختيار نداشت قطعا " متلاشى و نابود مىشود . همان گونه كه تخم مرغ با برخورد به سنگ سخت متلاشى و نابود مىشود .
بيان : تفطر از فطر گرفته شده يعنى منشق شدن . شكافته شدن از هم متلاشى گشتن .
و صفا جمع صفا است به معناى سنگ سخت است و در اين حديث اشاره به اين است كه صبر از لوازم ايمان است و هر آن كس كه در برابر شدائد و بلايا صبر نداشته باشد استحقاق و شايستگى اسم ايمان را هم ندارد همچنان كه در روايات بالا گفته شد كه نسبت صبر بايمان نسبت سر است به بدن و نيز اين مطلب را مىرساند كه نزول بلايا و شدائد براى مؤمن زياد است و مؤمن هميشه با گرفتاريها مواجه و درگير است . چون اگر كم و اندك باشد متلاشى شدن مورد ندارد .
21 - كافى از على بن ابراهيم . . . از جابر جعفى از حضرت باقر عليه السّلام .
قال مروت الصبر في حال الحاجة و الفاقه و التعفف و الغناء اكثر من مروت الاعطاء .
ارزش كمالى صبر هنگام فقر و نيازمندى و همچنين ارزش كمالى و معنوى درخواست نكردن از مردم و اظهار بىنيازى . بيشتر است از ارزش عطاء و بخشش .
بيان . مروت عبارت از حالات و صفاتى است كه عامل كمال انسانيت انسان باشد و فاقه يعنى فقر و تهيدستى و تعفف يعنى درخواست نكردن از مردم كه البته عطف است بر صبر .
و غناء با غين يعنى بىنيازى از مردم و اظهار بىنيازى و در بعضى از نسخهها با عين بىنقطه