3 - من گفتهام ارزش انسان و يا قيمت انسان به آن چيزى است كه او را نيكو ميشمارد .
خداوند متعال در داستان طالوت ميفرمايد .
إِنَّ اللَّهَ اصْطَفاهُ عَلَيْكُمْ وَ زادَهُ بَسْطَةً فِي الْعِلْمِ وَ الْجِسْمِ
. بقره 247 خداوند از ميان شما طالوت را برگزيد چون داراى علم فراوان و بدنى قوى و نيرومند است 4 - من گفتهام كشتن و اعدام قاتل موجب كم شدن قتل و كشتار است . خداوند متعال فرموده .
وَ لَكُمْ فِي الْقِصاصِ حَياةٌ يا أُولِي الْأَلْبابِ
بقره 179 قصاص و اعدام قاتل موجب و ضامن حيات و زندگى شما است اى خردمندان .
34 - تفسير قمى . امير مؤمنان عليه السّلام فرموده . خوشا به حال كسى كه زيادى اموال خود را انفاق نمايد و زيادى سخن خود را نگاه دارد .
35 - قصص الأنبياء . حضرت آدم عليه السّلام چون فرزندان و فرزندزادگانش زياد شدند در نزد او صحبت ميكردند ولى حضرت آدم ساكت بود . آنان گفتند . پدر . چرا سخن نميگوئى . گفت اى فرزندان من . خداوند متعال كه مرا از جوار رحمتش بيرون ساخت با من عهد و پيمان بست كه اى آدم اگر سخن خود را كم نمائى بجوار رحمت من باز خواهى گشت .
36 - ثواب الاعمال از پدرش . . . از معمر بن خلاد از حضرت رضا از پدر بزرگوارش از حضرت صادق عليهم السّلام كه فرمود نجات مؤمن در حفظ زبانش است . امير مؤمنان عليه السّلام فرمود . كسى كه زبانش را حفظ نمايد خداوند عيوب و زشتيهاى او را ميپوشاند .
37 - محاسن . ابن محبوب . . . از مالك بن ايمن از حضرت صادق عليه السّلام كه فرمود .
آيا نمىپسنديد كه نمازتان را به پا داريد و زكوه را بپردازيد و زبانتان را حفظ كنيد و در نتيجه اينها داخل بهشت شويد ؟ و گفته است كه پدر من همچنين نقل كرده است .
38 - مصباح الشريعه . حضرت صادق عليه السّلام فرمود . سكوت و خاموشى نشانه و علامت آگاهى بتقديرات الهى و تسليم در برابر مقدرات است و سكوت كليد آسايش دنيا و آخرت است و موجب رضا و خشنودى خدا و تخفيف حساب و مصونيت از خطا و لغزش است .
و خداوند سكوت را پردهاى براى پوشش عيوب نادان و زينت براى دانا قرار داده است و با سكوت هواهاى نفسانى كنار ميرود و موجب تربيت انسان و شيرينى عبادت و از بين رفتن قساوت قلب و عفاف و پاكدامنى و مروت و جوانمردى و كياست و زيركى است . بنا بر اين تا وقتى كه راه چاره دارى راه و در زبانت را ببند مخصوصا اگر شنونده اهليت و شايستگى نداشته و با ذكر و مذاكره براى خدا و در راه خدا همفكرى و مساعدت ننمايد . ربيع بن - خثيم ( زاهد معروف ) روشش اين بود كه كاغذى در برابر خود ميگذاشت و هر چه سخن ميگفت