است و در وسوسهء انسانى دو وجه است يكى اينكه وسوسهء انسان خودش خودش را باشد دوم اينكه ديگران او را وسوسه نمايند و گمراه كنند و دليل بر اين آيهء
شَياطِينَ الْإِنْسِ وَ الْجِنِّ
( انعام 112 ) است و شيطان جنى پنهانى و از درون وسوسه مينمايد و شيطان انسانى آشكارا مىآيد و به صورت نصيحت و خير خواهى مطالب گمراهكننده به انسان ميگويد .
مجاهد گفته خناس شيطان است . چون هنگامى كه انسان در ياد خدا باشد پنهان مىشود و دست و پاى خود را جمع مىكند ولى در صورتى كه از ياد خدا غافل شد قلب انسان را تحت سيطرهء خود قرار ميدهد و مؤيد اين معنى همان حديثى است كه از پيغمبر نقل شده - كه شيطان پوز خودش را روى قلب آدمى نهاده اگر در ياد خدا شد پنهان مىشود و اگر خدا را فراموش نمود قلب را در اختيار خود ميگيرد وسواس خناس اين است و گفته شد خناس به معناى خيلى پنهان در عين حالى كه آشكار است و او از ديدگان مردم پوشيده و مستور است چون وسوسهء خود را انجام ميدهد و ديده نميشود و گفته شده كه او ( خناس ) از راه مشغول كردن دل بمطالب دنيوى وسوسهء را ايفاء مينمايد منظور اينكه با كمال ملايمت و نرمش وساوس را در سينه مىافكند و اين روش مؤثرتر است از اينكه خود راسا پيشنهادهاى گمراهكننده بنمايد . عياشى از امام ششم عليه السلام نقل كرده كه پيغمبر اكرم صلّى اللَّه عليه و آله فرمود . هيچ مؤمنى نيست مگر اينكه در قلبى كه در سينه دارد دو گوش هست - گوشى كه ملك و فرشته در او مىدمد و گوشى كه شيطان در او ميدمد ( وسواس خناس با آن گوش رابطه دارد ) و خداوند مؤمن را بوسيلهء آن فرشته يارى ميفرمايد و اين است معناى آيهء
وَ أَيَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ
( تمام شد سخن طبرسى ) و باز مرحوم طبرسى در آيهء (
أُولئِكَ كَتَبَ فِي قُلُوبِهِمُ الْإِيمانَ
) گفته يعنى خداوند ايمان را در دلهاى آنان ثابت و محكم و مستقر فرموده بوسيلهء الطاف و عنايات خاصى كه در بارهء آنها فرموده مانند چيزى كه نوشته شده است و گفته شده كه علامت و نشانهء ايمان را در دل آنان قرار داده كه اين خود نشان و علامتى است براى ملائكه كه ناظر آنان هست و با اين سمت و علامت ميدانند كه اينان اهل ايمانند
وَ أَيَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ
( كه جملهء بعدى است ) يعنى آنان را بنور و روشنى ايمان تقويت نموده است ( كه مراد از روح نور ايمان است ) دليل بر اين تفسير آيهء
وَ كَذلِكَ أَوْحَيْنا إِلَيْكَ رُوحاً مِنْ أَمْرِنا ما كُنْتَ تَدْرِي مَا الْكِتابُ وَ لَا الْإِيمانُ
سوره شورى 52 و اين چنين القاء كرديم بر تو روحى از طرف خود و تو نميدانستى كتاب و قرآن و ايمان را ( كه اينجا منظور از روح ايمان است ) و گفته شده معناى تائيد بوسيلهء روح اين است كه خداوند بوسيلهء دليلهاى عقلى و برهان منطقى تقويت فكر آنان را نموده كه به آن چه حق و حقيقت است پى بردهاند و عمل كردهاند و معناى ديگرى براى تائيد بوسيلهء روح گفته