مشايخ حافظ - گنجى :
1 - ابو محمد ، نجم الدين ، عبد اللّه بن ابى الوفاء ، محمد بادرائى شافعى فرضى ، كه در سال 655 وفات كرده است .
وى پيشوا ، فقيه ، دانشمند ، ديندار ، رئيسى با حشمت و جليل القدر بود .
2 - حافظ ، ابو محمد بن اخضر ، عبد العزيز بن محمود جنابذى « 1 » حنبلى بغدادى كه در سال 611 وفات كرده است .
- ابن النجار - دربارهاش ميگويد :
« من ، بسيارى از جزوهها و كتابهاى بزرگ و بيشتر احاديثى كه وى جمع و نقل كرده ، بر او قرائت كردم ، و بدستور وى بر آنها حاشيه زدم ، و از او استفادهها بردم .
مردى ثقه ، حجت و فاضل بود .
در ميان اساتيد ، - چه در سفر و چه در حضر - كسى را در كثرت مسموعات ، مانند وى نيافتم . در معرفت بمشايخ و اساتيدش ، و حسن اصول « 2 » ، و حفظ و اتقان ، براى او نظيرى نديدم . فردى امين و متدين بود . . . »
و - ابن نقطه - ميگويد :
« ثقه ، ثابت ، مورد اطمينان ، كثير السماع ، پر روايت و صحيح الاصول بود . »
- ابن الدبيثى - گفته :
« ثقه و راستگو و بشأن حديث ، عارف بود . در ميان شيوخمان ، كسى را نديدم كه به قدر وى استاد ، ديده باشد ، و شنيدههايش بگرانبهائى مسموعات او برسد .
علاوه بر اين ، نسبت باحاديث و اساتيد خود ، معرفتى داشته . و آنچه روايت ميكرده ميفهميده . »
3 - ابو الفتح ، عبد الملك بن ابى القاسم ، عبد اللّه بن ابى سهيل كروخى « 3 » كه در
هامش
( 1 ) - « جنابذ » ، ( بفتح جيم ) : قريهايست در - نيشابور - .
( 2 ) - « اصول » در اصطلاح علم حديث ، بكتبى گفته مىشود ، كه مرجع مؤلفين و محققين باشد . ( مترجم )
( 3 ) - « كروخ » ، شهريست در اطراف - هرات - .