كند . پس ، هر كه از شما اين موقعيّت را درك نمايد ، بايستى به آنها بپيوندد ، و لو اينكه خود را با سينه و شكم ، روى يخ بكشد . »
اين روايت را - حافظ ابن ماجه - در « السنن الصحيح » جلد 2 ، صفحه 518 ، در باب « خروج المهدى » از معاوية بن هشام ، با همان سند ، نقل كرده است .
حافظ - ابو جعفر عقيلى - اين روايت را در شرح حال - يزيد بن ابى زياد - از محمد بن اسماعيل ، از عمرو بن عون ، از خالد ، از يزيد بن ابى زياد ، بسند و عبارت بالا نقل كرده ، جز اينكه در نقل وى دارد :
« عرض كرديم :
يا رسول اللّه ! ما خرسند نيستيم ، از اينكه در رخسار شما آثار ناراحتى مشاهده كنيم . »
* * * - حاكم - هم در « المستدرك » جلد 4 ، صفحه 464 ، آن را بسند بالا و عبارت زير آورده :
« براى زيارت رسولخدا ( صلى اللّه عليه و سلم ) بحضور آنحضرت ، شرفياب شديم .
ايشان ، با حالتى بشاش ، بطوريكه خوشحالى از رخسارشان هويدا بود ، نزد ما تشريف آوردند و از هر چه سؤال كرديم ، آنحضرت ، پاسخ داد . در پرسش مطالب ، سكوت نميكرديم .
تا آنكه عدّهاى از جوانان بنى هاشم عبور كردند ، در ميان آنان - حسن و حسين - بودند . بمحضى كه چشم حضرت ، بايشان افتاد ، نگاه خود را از آنان برنداشت ، تا آنكه ديدگانش غرق در اشك شد !
عرض كرديم :
يا رسول اللّه ! همواره آثار كراهت ، در رخسار شما مشاهده ميكنيم ! .
فرمود :
ما اهل بيتى هستيم كه خداوند ، براى ما آخرت را بر دنيا ترجيح داده ، و بعد
سيرتنا وسنتنا ، سيرة نبينا وسنته ( راه و روش ما راه و روش پيامبر ( ص ) ما است ) ( فارسى ) — صفحة 180
مساهمون: الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)
ص١٨٠