تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرتنا وسنتنا ، سيرة نبينا وسنته ( راه و روش ما راه و روش پيامبر ( ص ) ما است ) ( فارسى ) — صفحة 168

مساهمون:

ص١٦٨
باصحاب رسولخدا ( صلى اللّه عليه و آله ) بد ميگويد . » آرى ، مواردى از بدگوئى وى را ، كه به گوش احمد رسيده بود ، تاريخ ، ضبط كرده است : الف - نزد او حديث - ابن عمر - را خواندند كه گفته بود : « ما ، در عهد رسولخدا ( صلى اللّه عليه و سلم ) ، در مقام موازنهء فضائل و انتخاب افضل برآمده و ميگفتيم : بهترين اين امّت ، بعد از پيامبر ( صلى اللّه عليه و سلم ) ، ابو بكر ، عمر و عثمان است . و اين كلام ما به گوش پيامبر ( صلى اللّه عليه و سلم ) ميرسيد و چيزى نميگفت . » - على بن جعد - وقتى اينرا شنيد ، گفت : « به اين بچه ! نگاه كنيد ! او بلد نبود زنش را طلاق دهد ، آنوقت ميگويد : ما ، در مقام - انتخاب افضل - برآمديم ! . » ب - ( على بن جعد ) گفته است : « من هيچ بدم نميآيد - يا ناراحت نميشوم - كه خداوند ، معاويه را عذاب كند . ج - نزد ( على بن جعد ) ، گفتگو از - عثمان بن عفّان - بميان آمد ، گفت : « او ، از بيت المال ، صد هزار درهم ، بناحق گرفت . » - هارون بن سفيان - گفت : « شايد آنچه را گرفته ، به حق گرفته باشد . » گفت : « نه ، به خدا سوگند ! نگرفت مگر بناحق « 1 » » 2 - عثمان بن مقسم برى ، ابو سلمه كندى . على بن جعد ، از او روايت مىكند . - ابن مهدى - گفته :
هامش
( 1 ) - رأى ، آزاد است . و گفتار - على بن جعد - در اين سه مورد ، كلامى است مستدل . سلف صالح - و صلحاء پيشين - هم از آن بىخبر نبوده‌اند . و ما بتفصيل ، در جلد نهم و دهم كتاب - الغدير - در اين‌باره بحث كرده‌ايم .