فراوان بودند نجباى مسلمان ترك و افغان كه از آقابالا سر داشتن آزرده و خشمگين بودند . دنبال فرصت مىگشتند تا طوق بندگى را از گردن بردارند .
افغانها نيز استعداد اتّحاد و اتّفاق را نداشتند و همين امر سرانجام سبب شد تا در مبارزهاى كه در گرفت پيروزى از آن مغولان شود . اين مبارزه سى سال ، از به تختنشينى همايون تا سالهاى اوليه سلطنت اكبر طول كشيد . وضع از نظر سياسى سيّال و متغير بود . نيروهايى كه در برابر يكديگر قرار گرفتند قدرتمند امّا متفرق و نابسامان بودند . فرمانروايى توانمند و هوشمند ، در آن هنگام كه نجباى ناراضى انديشهء شورش در سر مىپروراندند و در جستوجوى رهبر و پيشوايى بودند ، فرصت داشت تا حكومتى متشكل و متمركز را بنيان گذارد .
در چنين وضعى هر نوع تعلل و ضعف مىتوانست فاجعه به بار آورد زيرا به نيروى مقابل فرصت مىدهد تا متشكل و يكدست شوند . همايون پيوسته از خود تعلل و ضعف نشان مىداد . از اين رو ايام سلطنت او انباشته است از رويدادهاى هيجانآور و حوادث دردناك . در سالهاى 5 - 1534 با فرماندهى جسورانهء همايون گجرات و ملاوا به تصرف او درآمد . آنگاه يك سال در اگرا به عيش و عشرت پرداخت ، و هر دو ناحيه را از دست داد . اين تن آسايى همايون فرصتى بود براى نجباى افغان تا صفهاى مخالفان او را منظم كنند و شير خان صور « 1 » را به رياست خود برگزينند . شير خان در سال 1526 از اطرافيان و فرماندهان بابر بود . امّا حال براى خود پايگاهى در جنوب بيهار « 2 » پيدا كرده بود . همايون آنگاه از خواب غفلت بيدار شد و به جنبوجوش افتاد كه شيرخان متوجّه بنگال و خزائن آنجا شده بود . در درگيرىهاى سالهاى 40 - 1537 همايون به علّت يكدندگى و كلهشقى به مراتب بيش از آنچه ، در اثر شجاعت و تقلا ، به دست آورده بود از دست داد . در سال 1540 پس از دو
هامش
( 1 ) .Sherkhan Sur( 2 ) .Bihar