تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 24

مساهمون:

ص٢٤
پرآب آن ديار استفاده برند . بابر با بحرانىترين لحظات زندگى پرماجراى خود روبرو شد . امّا با برانگيختن احساسات وفادارى رؤساى قبايل بر مشكل فائق آمد . آنگاه خطر راجپوت‌ها آشكار شد و شدّت يافت . رانا سانگهه « 1 » سلطان ميوار « 2 » در رأس يكصد هزار جنگجوى راجپوت ، با نيرويى مسلح و به مراتب مهيب‌تر از سپاه ابراهيم ، از راه رسيد . دلتنگى فرماندهان سپاه بابر از گرمى هوا تبديل شد به وحشت از آينده ، امّا بابر توانست بار ديگر با رفتار و گفتار خود روحيهء آنان را تقويت كند . در شانزدهم ماه مارس 1527 بابر در كانواها « 3 » با سپاه راجپوت‌ها روبرو شد و حد اعلاى استفاده را از نقاط ضعف آنها كرد . نه تنها اختلافات خانوادگى و قبيله‌اى راجپوت‌ها در عزم راسخ آنان خلل وارد آورد ، بلكه از عهدهء دفع حملات سوار نظام بابر ، كه با مهارت راجپوت‌ها را دور مىزد و محاصره مىكرد ، برنيامدند . سر انجام شكست خوردند و ديگر هيچ گاه درصدد تسلط بر شمال هند برنيامدند . حال بابر بر اريكهء قدرت نشسته بود و يك جنگ ديگر تسلط او را پيش از آن كه در سال 1530 بميرد ، بر شاهنشاهى با قدرتى كه يك سر آن در بدخشان و كابل بود و مرز ديگرش در بنگال ، و از جمله پنجاب را در بر مىگرفت ، كامل ساخت . حكومتى كه تكيه گاهش استعدادهاى مشخص و بارز يك فرد معين بود . پس نمىتوان معاصران او را ، كه انتظار داشتند شاهنشاهى بنا شده به دست او با همان سرعتى كه به وجود آمده بود مضحمل شود ، از بابت نادرستى اين پيش‌بينى سرزنش كرد . نبوغى كه براى تثبيت قدرت لازم است با نبوغى كه براى به دست گرفتن قدرت ضرورت دارد فرق‌هاى اساسى و كيفى دارد ، و هيچ‌كس نمىدانست كه نوهء تيمور ( بابر ) صاحب چنين نبوغى خواهد بود .
هامش
( 1 ) .Rana Sanga( 2 ) .Mewar( 3 ) .Kanwaha
تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 24 | روميلا تاپار / همايون صنعتى زاده