تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الاحتجاج ( فارسي ) — صفحة 80

مساهمون:

ص٨٠
نفس او بود و او قدرتش نافذ و روان بود و محتاج بتسميهء نفس نبود ليكن ربّ الودود اختيار أسماء بواسطهء نفس خود از جهت غير خود نمود تا او را به آن أسماء نخواند زيرا كه اگر قادر داور را بنام كسى نخواندى أصلا ايزد تعالى شناخته نشدى پس اوّل اسم كه حقّ تعالى و تقدّس براى ذات أقدس خود اختيار نمود آن اسم العلىّ العظيم بود و بواسطهء آنكه واجب تعالى أعلى الأشياء است بالتّمام پس معناى او الله است و اسمش العلىّ العظيم است و اين اسم أوّل أسماء ملك تعالى است زيرا كه او علىّ بر همه أشياء است .
و آن حضرت عليه السّلام فرمود كه : قول خداى تبارك و تعالى * ( يَوْمَ يُكْشَفُ عَنْ ساقٍ ) * ساق حجاب از نور است وقتى كه آن حجاب منكشف گردد مؤمنان همگى بسجدهء قادر منّان و أصلاب منافقان بنوعى تاريك و ظلمانى گردد كه استطاعت سجود ندارند . مرويست كه شخصى از أبو الحسن الرّضا عليه السّلام از حقيقت معنى آيه كلام حضرت بيچون : * ( كَلَّا إِنَّهُمْ عَنْ رَبِّهِمْ يَوْمَئِذٍ لَمَحْجُوبُونَ ) * چون سؤال نمود آن حضرت عليه السّلام فرمود كه : الله تعالى موصوف به مكان نگردد حلول در آن ننمايد تا بوسيلهء محجوب در آن مكان گردد و از نظر عباد پوشيده و پنهان ماند و ليكن مراد از آن محجوب و ممنوع بودن خلقان از ثواب و رحمت ايزد سبحان است . و چون از آن حضرت از قول حضرت عزّ و جلّ : * ( وَجاءَ رَبُّكَ وَالْمَلَكُ صَفًّا ) * سؤال نمودند آن ولىّ ايزد وهّاب در جواب سايل فرمود كه : حقّ تعالى بىشبهه و ارتياب متّصف بمجىء و ذهاب نگردد و از اين كلام حضرت ملك العلَّام ارادهء خواهش اينان أمر خود نمود يعنى أمر پروردگار تو بايشان رسد .