تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الاحتجاج ( فارسي ) — صفحة 368

مساهمون:

ص٣٦٨
به اين أعيان مثل جهل به حضرت ايزد سبحان و شكّ در ذات كامل الصّفات رحيم الرّحمن است و اين بىشبهه و گمان سبب كفر و عصيان و وسيلهء خروج از شيوهء اسلام و ايمان است و اين منزلت براى أئمّهء اثنا عشر عليهم سلام الله الملك الاكبر معيّن و مقرّر است و به غير از پيغمبر ما عليه صلوات الله تعالى و بعد از آن حضرت أمير المؤمنين حيدر ( ع ) و أئمّه از أولاد اين دو سرور براى هيچ بشر معيّن و مقرّر نشد و من بعد نيز نخواهد شد . فلهذا معرفت أئمّهء اثنا عشر بر جميع خلقان از انس و جانّ واجب و لازم و از فروض متحتّم گرديد و معرفت غير ايشان بر ما واجب و لازم نيست زيرا كه ما را معرفت نبوّت أنبياى ما تقدّم از آدم صفى تا عيسى بن مريم أصلا بر ما واجب و لازم نيست بواسطهء آنكه شناختن أنبياى سابقين شرط در دين و آئين ما نيست و معرفت ايشان بسيار دخل در تكاليف ما در اسلام و ايمان ندارد پس معرفت پيغمبران سابقين بر ما واجب نباشد . امّا بر ما اثبات آنچه ادّعاى آن بدليل و برهان نموديم يعنى معرفت أئمّهء دين عليهم السّلام بىشبهه و گمان لازم و عيان است . و آنچه ما ذكر كرديم كه معرفت ايشان از جملهء اسلام و ايمان است دليل آن اجماع شيعهء اماميّه است بر آن و اجماع ايشان حجّت است بنا بر ثقه و صحّت قول معصوم كه عقل دلالت بر وجود او در همهء زمان دارد و از جملهء ايشان و از زمرهء آن أعيان است و ما دلايل بسيار اين طريقت در مواضع بيشمار از كتب خود نقل كرديم و استيفاى آن دلايل در أجوبهء مسايل تبّانيّات در كتاب نصرة از آنچه منفردند به آن جماعت شيعهء اماميّه در مسائل تقيّه خاصه شرح و بيان آن كما كان نموديم .
الاحتجاج ( فارسي ) — صفحة 368 | أحمد بن علي الطبرسي / پاكتچي / نظام الدين احمد غفارى مازندرانى