تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الاحتجاج ( فارسي ) — صفحة 317

مساهمون:

ص٣١٧
توقيع : احتجت أدام الله عزّك از آنكه بعضى از فقها از من سؤال از احوال مصلَّى كه از تشهّد أوّل براى ركعت ثالثه برخيزد . آيا بر او واجبست كه تكبير بگويد يا نه بدرستى كه بعض فقها ميگويند : كه تكبير بر او و در آن دم واجب و لازم نيست و مجزيست براى تكبير گفتن بحول الله و قوّته أقوم و أقعد . جواب : در اين باب دو حديث واقع است يكى آنست كه هر گاه كسى از حالت منتقل شود به حالت ديگر بر او تكبير لازمست . و حديث آخر آنست كه در روايت آمده هر گاه كسى رفع رأس از سجدهء دوّم نمايد پس تكبير گويد : بعد از آن بنشيند پس آنگاه برخيزد پس بر او در قيام بعد از قعود تكبير واجب نيست . و همچنين است تشهّد أوّل كه جارى مجرى اينست بهر كدام از اين دو حديث كه از جهت تسليم فراگيرى صواب بلكه منتج أجر و ثواب است . سؤال از انگشترى كه نگين آن خماهن يعنى ريم آهن بود آيا نماز در آن جايز است گاهى در انگشت مصلَّى باشد . جواب : در آن نماز مكروهست اگر چه حديث در اين باب نهى مطلقست امّا عمل بر كراهيت است . سؤال از مردى كه هدى بواسطهء مرد غايب خريد و آن مرد ازو التماس نموده بود كه چون هدى به جهت او ابتياع نمايد آن را بمنى نحر فرمايد . امّا چون وكيل هدى را در منى در هنگام كه ارادهء نحر نمود نام موكَّل را فراموش كرده ليكن هدى را به نيت او در منى نحر كرد . بعد از آن اسم آن مرد نيز بخاطر او رسد آيا آن هدى مجزى براى آن