تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الاحتجاج ( فارسي ) — صفحة 257

مساهمون:

ص٢٥٧
آن جماعت گويند كه : بگو و الله من گفتم : نعم و الله اراده نعم از أنعام شتر و گاو و گوسفند نمودم . من به او گفتم : كه هر گاه آن طايفه گويند كه بگوى و الله ، تو بگوى ولى يعنى مراست كه اختيار أمر چنين و چنين كنم زيرا كه نواصب را تميزى چندان نيست و هر گاه كه چنين گوئى از ضرر و ايذاء سالم مانى و بدست آن طايفه گرفتار نمانى . يا ابن رسول الله صلَّى الله عليه و آله و سلَّم آن مرد گفت : كه اگر نواصب گويند كه هاء الله را محقّق و مبيّن گردان و بگوى و الله در آن حال مرا چه بايد كرد ؟ گفتم : بگوئى و الله وها را مرفوع گردان زيرا كه چونها را مكسور نگردانى آن قسم نيست بايد كه خاطر خود جمع گردانى . آن مرد رفت و بعد از مدّتى كه رجعت بنزد ما نمود گفت : كه مرا كرّة بعد اخرى با آن جماعت گفتگوى بسيار واقع شد و من به همان نهج از تو تعليم گرفته بودم ، معمول گردانيدم ، از من قبول كردند و اعزاز و احترام من بسيار فرمودند . حضرت حسن العسكرى عليه السّلام فرمود كه : تو داخل در سلسلهء جماعتى كه حضرت رسول صلَّى الله عليه و آله و سلَّم در حقّ ايشان فرمود كه : الدّالّ على الخير كفاعله . و صاحبت كه تقيّه كرده است خداى تعالى بعدد هر شيعه از مواليان و محبّان ما كه تقيّه كردند و بعدد شيعهء كه ترك تقيه نمودند يكحسنه در ديوان عمل آن بنده عزّ و جلّ مكتوب و مسجّل گرداند كه أدنى حسنه قطع گناه صد ساله كند و ترا نيز بواسطهء ارشاد و هدايت او به اين عمل حضرت عزّ و