است مثل ميزنم كه طالب آن را بمعنى نزديك گرداند و بر او شرح و بحث از آن بغايت سهل و آسان سازد و قرآن ايزد وهّاب به حكم آيات و بتحقيق تصديق بيّنات خود در نزد أولو الألباب شاهد صواب در آن باب بود و با لله العصمة و التّوفيق و منه الاعانة بالتّحقيق في كلّ أمر حقيق .
بعد از آن أبى الحسن علىّ بن محمّد التّقى عليه السّلام فرمود كه : امّا جبر آن قول آن كسى است كه زعمش آن بود كه خداى عزّ و جلّ جبر بندگان خود بر فعل معاصى متّصل نمايد و در آخرت ايشان را بر فعل معصيت عذاب و عقوبت فرمايد و هر قايل بو الفضول كه قايل به اين قول نامعقول گردد آن كس ظلم بر ذات الله تعالى و تقدّس و كذب نيز بر واحد مقدّس لازم و ثابت گرداند و ردّ قول خداى تعالى نمايد چنان كه واجب تبارك و تعالى در تنزيه و تقديس ذات أقدس خود فرمايد كه : * ( وَلا يَظْلِمُ رَبُّكَ أَحَداً ) * .
و در محلّ ديگر ميفرمايد كه : * ( بِما قَدَّمَتْ يَداكَ وَأَنَّ الله لَيْسَ بِظَلَّامٍ لِلْعَبِيدِ ) * و مثل اين آيات در اين معنى بسيار است پس كسى را زعم چنان باشد كه بنده مجبور بر معاصى و مقهور بر ملاهى و مناهى است آن عاصى از روى جهل - حوالهء گناه بر آله عزّ و جلّ نمايد و عقوبت بنده را بعد از فعل معصيت جور و ظلم از خداى عالم قياس فرمايد .
مصرع :
زهى تصوّر باطل زهى خيال محال و كسى كه پروردگار خود را ظالم گويد آن شخص كذب بر حضرت ايزد واهب نسبت داده كه از آن كذب منفّر به اجتماع امّت پيغمبر صلوات الملك الأكبر كفران بدر لازم آيد از باب عقل و هوش و أصحاب علم و فضل در باب
الاحتجاج ( فارسي ) — صفحة 222
مساهمون: أحمد بن علي الطبرسي
ص٢٢٢