تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الاحتجاج ( فارسي ) — صفحة 176

مساهمون:

ص١٧٦
گشته بوسيلهء جزيل اعطاى آن پادشاه بأهل و أوطان خود رجعت به شرط كه آن ملك ايشان را از طلب دنيا مستغنى سازد و از تعرّض در مكاسب ، و خسيس مطالب نگاهداشته بنوازد فلهذا متوجّه درگاه آن پادشاه گردند و از متردّدين طريق جناب ملك سؤال از عتبه و باب او نمايند تا شرف خدمت او دريابند . قضا را بعضى از رعايا دليل و مرشد آن طايفه شده ايشان را به آن جناب عاليمآب رسانيدند دلهاى آن جماعت متعلَّق و مرتبط برؤيت آن ملك باشد و از هر أحدى خدم و حشم هنگام ملاقات آن پادشاه محترم را استطلاع و استعلام نمايند . شخصى بايشان گويد : كه همين ساعت آن ملك باستقبال و سعادت با لشكر و مراكب و با خيل مردان راكب بيرون خواهد آمد ليكن شما بالتّمام تسليم و كورنش و تعظيم و پوزش در وقتى كه ملك را ملاقات كنيد بجاى آريد و أصلا تقصير در تكريم و تعظيم ملك روا مداريد و اقرار بمملكت و اظهار بندگى و عبوديّت در خدمت ملك نمائيد . زنهار و الف زنهار كه آن پادشاه را باسم مذكور مگردانيد و غير او را در حضور او تعظيم مثل تعظيم ملك بتقديم مرسانيد چه اگر چنين فعل از شما در حضور ايشان سانح و هويدا گردد پس شما ملك را از حشمت حقّ او انداختيد زيرا كه روى از او گردانيديد و به اين واسطه مستحقّ عقوبت عظيم بعلَّت ترك تعظيم و تكريم ملك ميگرديد . آن جماعت به آن أمين ناصح گويند كه : يقين چنين خواهيم كرد و به قدر جهد و طاقت خود ترك اطاعت و عبوديّت او نخواهيم كرد چون آن طايفه به در